آرگو از افسانه تا واقعیت/به قلم نگارنده

   

                                                         

در گذار تقویم شمسی و در طی نیم قرن گذشته پهنه  نقشه جغرافیای ایران  نقطه تلاقی نگاههای بسیاری در صحنه سیاست بوده و در فرازهایی ازین سالها در دهۀ 50 ،نقطۀ استقرار و اشراف استکبار بر خاور نزدیک و دور و میانه بوده است و گواه آن کلام صریح  سایروس وسن در کتاب "خاطرات دوسفیر" است که  آن گاه که به فراز پیروزی انقلاب و تسخیر سفارت –به زعم انها- و لانۀ جاسوسی –به تعبیرما- می رسد اشک حسرت بر از دست دادن یک متحد دیرین می ریزد و می گوید مهمترین پیامد انقلاب ایران برای امنیت ملی امریکا از دست رفتن ایستگاه های فوق العاده مهم استراق سمع بود که کل جغرافیای  اوراسیا و کشورهای اتحاد جماهیر شوروی و آسیای میانه را در زیر چتر جاسوسی خود قرار می داد .

 

ادامه نوشته

(پای صحبت سردار بی ادعا)...به بهانه شکوه فردا سومین روز از سومین ماه شمسی!

          

سخنراني شهيد مهدي باكري در جمع رزمندگان:
کمک نکردن آن است که باعث شود حمله عقب بيفتد، آدم دلسوز بنا بر فتواي امام بر خود،واجب کفايي مي‌داند هر کس که باشد حتي اگر روحانيون بزرگوارش آقاي محمدعارف، کارمند باشد و يا هر کس ديگر، در جبهه شرکت کند. آيا با نشستن در پشت جبهه‌ها و جلو نيامدن کارهاي جنگ پيش مي‌رود؟ جبهه تقويت مي‌شود؟ برادران عزيز بدانيد که امروز ابرقدرتها تمام قوا و نيروهاي خود را آورده‌اند و با اسلام جنگ مي‌کنند چه ما بخواهيم چه نخواهيم.
برويم در خانه بنشينيم، به جبهه بياييم يا نياييم،آنها با ما مي‌خواهند بجنگند و حمله صدام يک نمونه‌اي از آن است، نتيجه نهايي به غير از اين هم نخواهد بود که انشاالله با اعتقادمان يا بايد جمهوري اسلامي بر آنها پيروز شود و يا خداي ناکرده آنها پيروز شوند که حتماً خدا ما را ياري خواهد کرد.
البته پيروزي آنها بر ما اين طوري است که آنها بر ما نيرو وارد کنند، با ما بجنگند و ما هم خستگي روحي داشته باشيم و نتوانيم با آنها مقابله کنيم. از اين دو حالت خارج نيست.
برادري که دلسوز است هر شغلي دارد احساس مي‌کند که امروز اين جا بن بست است، بايد بلند شود و بيايد.چون ما معتقد بر اين نيستيم که راه خداوند متعال در مقابل کفار بن بست باشد، اگر کسي هم اين گونه فکر مي‌کند بايد بهش متذکر شويم تا متوجه شود.
جنگ امروز هم سخت و هم پيچيده است. جنگ امروز با روزهاي اول جنگ فرق مي‌کند. همان گونه که وظيفه ما، تصورات ما و همچنين توطئه‌هاي دشمن با روزهاي اول انقلاب فرق کرده است، امروزه تمام دنيا جمع شده است تا با جمهوري اسلامي جنگ کنند،اين مطلب ساده‌اي نيست برادر من، جنگ امروزه خيلي پيچيده است سختي و فشار زياد است.
چه بسا همه ما شهيد بشويم که البته بسته به نظر خداوند است و تصورات ذهني خودمان را بايد تجديد نظر کنيم و واقعيت‌هاي اطرافمان را درک کنيم.
ولي اين جنگ بن بست پذير نيست، براي اين که قدرت الهي از قدرت‌هاي ابرقدرتها برتر و بالاتر است. ولي شايد جنگ طول بکشد. امام از اول فرموده بودند که شايدبيست سال طول بکشد و بقيه افراد هم نبايد ناراحت بشوند و بگويند که چرا بعد از چهار سال هنوز جنگ تمام نشده است.
کسي‌که ايمان دارد نبايد طولاني شدن آن را به زبان بياورد. بايد دعا کنيم که خداوند متعال نصرت و پيروزي را زودتر به ما عطا کند ولي نعوذوبالله براي خداوند كه تعيين تکليف نمي‌توانيم بكنيم.
همه بايد خود را براي طولاني شدن جنگ آماده کنند.چون که امام امت در آغاز جنگ فرموده بودند که اين جنگ شايد بيست سال طول بکشد. بايد حساب اين را بکنند.

ادامه نوشته

جاودانه باد روزی به نام زن...."درحریم حیا"

جاودانه باد روزی به نام زن؛..به نام او که در حریم حیا،حصار بسته جهل را شکست..

به نام فاطمه علیهاالسلام،بالا نشین تاریخ عفاف ؛همو که هجوم پیمان شکنان ،اندامش را فرو ریخت؛بی انکه توانسته باشد پرده از بلندای قامت حجب او براندازند؛....

به نام زینب علیهاالسلام،بانوی اول کربلا که در مقام خواهری، ولایت مولایش را در سینه جای داد واستقامت نینوا را در خیمه صبوری ها ی خویش معنا داد...

به نام معصومه علیهاالسلام بانوی کرامت که در غریبانه ترین روزهای بارانی ،غربت دلها را در شبستان آشنایی پناه می دهد...و آفتاب بزرگواریش و روشنای حضور و ضریح و آستانش ،عشق زائران را تا "اشفعی لنا فی الجنه"پرواز می دهد....

....و به نام زن که نشانی "معراج" را باید از دامان پاکش سراغ گرفت...همو که حرمتش را تنها در حریم پاک حیا می یابد....

*****************

...واین روزها متفاوت تر از  همیشه من به زن بودنم می بالم....؛شاید نسبتی موزون دارد با میزان دانایی من از مسیر و مقصدی که" فطرت" نقطه ثقل و موزون ساز طی آن است... عجیب انکه به نسبت دوری من ازداشته های فطری ،سایه سنگین بی قراری بر روحم حقیقتی است بدون ابهام و غیر قابل انکار....

شاید زیباترین وجهش همین داشته های معرفتی به تعبیر من بالقوه ایست که با فطرت زنانه من امیخته است...در نگاه سطحی اول تعبیرمان" محدودیت" است و...اما مدتها بود در عجب بودم از حکمت بیقراری حاکی از نوعی بی تعادلی یا همان گشتالت ناقصی که میل به کامل شدن دارد و در رنج بی تعادلی است....تجلیش بارز بود اما دلیلش را نمی شناختم....

زن هستم با افتخار ...اما عجیب تنها ارامش را در زمانی عمیقا لمس می کنم که با همان معیارهای زن الگوی مکتب راه را می روم....،هرچه بیشتر به سمت و سوی محدودیت های خود ساخته - تعبیر امروز من از ازادی-حتی در لوای اقتدار و غنای زن اجتماعی و....می روم ...بیقرارتر می شوم...گویی گمشده ای دارم که فریادش را در تمامی لحظاتم می شنوم ...؛

...واگر این روزها متواضع تر از پیش به حرمت نام بانوی تاریخ می ایستم همه به سبب لذت میزان اقتدایی است که به سیره زیبای این بانوی  عفیفه هجده ساله تاریخ دارم...شاید سالها فرصت محک محفوظات را چون امروز نداشتم اما اکنون که در محک تجربه های باطنی محفوظات، مفروضه هایی برای معرفت می شوند ،امروز دیگر اگر قیاس می کنم قدمهایم را به ریز و آپدیت می کنم نفسهایم را با شمارش قدمها و نفسهای "بانوی معیار تاریخ" ؛تنها به سبب بشارتهای آتی نیست ....غم آرامش امروز دارم و اندکی حب نفس که می خواهد در ین لحظاتِ اکنون آرام باشد....

شاید چون منی باشد باز هم که اگر نماز هم می خواند و نمازش هم با وضوی ولای علوی است و دغدغه هایش هم مبارک است و زینبی ....اما تنها ان لحظاتی که چون ریحانه در صدف حیای فاطمی است خود را به خدا نزدیک تر می بیند و حلاوتش را بدون قیاس ؛

وطبیعی است که اکنون بیش از همیشه این الگو را می ستایم ....از آن هنگام که فارغ از غم عذاب و وعده های شیرین به حرمت حریم حیا می اندیشم .... تب دار غم شیرین و التهاب دوری دیرین خویشم از حیات این ریحانه .......

******************

 

رایت  کربلایی "هل من ناصر" حسین(ع) همچنان در اهتزاز است...

 

       چه دیرباورند و ساده انگار،.. آنان که کربلا و ندای هل من ناصر ش را در قرن یکم هجری جاگذارده اند و تاریخ  انقضا بر علم سرخ کربلای حسینی درج می کنند...،از پس قرنها روزهای تقویم را به انتظار دهه سرخ محرم و احیای خیمه عزای آل الله می نشینند اما هنوز رد دستهایی که بر سینه زده اند،هاله ایست بر روی دیدگانشان که نمی گذارد در حکمت این سه واژه آسمانی تأمل کنند...."کل یوم عاشورا"...؛وچه زیبا گفت سید شهیدان اهل قلم، که "هر زمان عاشوراست و هر مکان کربلایی دیگر..."

 ...وامروز در روزهای پایانی تقویم هجرت که قراری مبارک و سه جانبه است میان ما و آل رسول و ذخیره ال الله بر روی أرض و می شماریم اخرین دقایقش را به امید آغاز تقویم و گاهشمار ظهور قمری ؛اما این روزهایش روزهای اتمام حجتی است آشکار بر عاشورائیان عصر انتظار و حضور...کربلای امروز عمرسعد و شمرهایش بسیار است و وعده های گندمگون بسیاری در آستین دارد... 

     "مجال و مقال ذیل گلایه فریادگون این روزهای ماست....؛به قلم  و کلام زیبای عزیزی دیگر.....

 

                              

درواپسین روزهای سال گذشته شمسی بود که اردوغان نخست وزیر اسلامگرای ترکیه با هشدار به رژیم آل سعود درباره اعزام نیروی نظامی به کشور بحرین گفت:«ما نمی خواهیم که شاهد درگیری های مذهبی بین مسلمانان و وقوع یک کربلای دیگر باشیم»،

 اکنون اما این کربلا با همدستی و هم داستانی «شیوخ نفتی» بر قرارشده و ندای حق طلبی و «هل من ناصر ینصرنی» ملت بحرین می رود تا ناشنیده گرفته شود زیرا «مرزها»، مرزهای جعلی که روزگاری بریتانیا براین پهنه کشید، سنگ ها را بسته و سگ ها را رها ساخته تا نتوانیم آنچنانکه شایسته و بایسته است به یاری آنکسی بشتابیم که باید برویم.

باید به گونه ای دیگرنوشت ، باید به گونه ای دیگرسخن گفت، فراتر ازچارچوب های عادی و عرفی ودیپلماتیک، بی پروای این وبی خوف از آن، چنانکه گویی محشری است وابا عبدالله الحسین(ع) پیشاپیش ما و چشم در چشم ما ایستاده و ما مغموم که یا مولا بازهم نشنیده ایم ندای هل من ناصر تو را و خلف شایسته ات را که گفت:«کل یوم عاشورا، کل ارض کرببلا، کل شهرا محرم».

ما چه باید بکنیم؟ به عرف دیپلماسی امروز گردن نهیم یا گردنمان رادرمحشرپیش سیدالشهدا(ع) کج کنیم؟ کدام درست است؟ تاکی باید خار در چشم واستخوان در گلو بمانیم؟

اگر برای آل سعود و آل خلیفه و خلیفه های خلاف کاردیگر، حفظ چاه های نفت ارزش اینهمه قصاوت را دارد چرا حفظ آرمان های ما نباید ارزش شهادت را داشته باشد؟

بحرین امروز چیزی بیشتر از تلفن و پیغام و پسغام نیاز دارد، باید انرژی بیشتری گذاشت، باید کار دیگری کرد، باید راه دیگری جست.
مبادا مرزها به ما خیانت کنند، مبادا مرزها ما را به قلمرو یزید ببرد،
مبادا مرزها ما را شرمنده سیدالشهدا کند،
ما شرمنده ایم سید، ما شرمنده ایم سالار،
ما نمی دانیم چه باید بکنیم،
ما می دانیم چه باید بکنیم ولی نمی توانیم،
قوانین قشنگ دنیای زشت امروز خیلی ظالمانه است سید،
ما اسیرقوانین شده ایم و چون بازماندگان نینوا از پی قافله کربلا به شام سیاه زمان خود روانیم،
و نمی دانیم تو چگونه به ما خواهی نگریست،
اینجا لشکر شمر مجهزتر از دیروز خون خدا را بر زمین می ریزد و آب دردل یزید تکان هم نمی خورد،
ما مانده ایم و داغ مکررکربلا،
ما مانده ایم و بهتان کارهای نکرده ،
ای کاش همه آنچه شورای سفیان های خلیج فارس می گفتند واقعیت داشت و ما به طور کامل در آنجا دخالت می کردیم تا لااقل شرمنده تو نباشیم سالار،
افسوس کاری نمی کنیم ولی تهمت را می خوریم،
و این پرده دیگری از تزویرهای مدرنی است که دنیای ما را می سازد و آخرت ما را به سایه می برد،
ای کاش می شد مرزها را کناری نهاد و دلها را به یاد کربلا جلا داد،
ای کاش می شد...

حاج عماد ؛موسیقی مرگ مرکاوا

        به بهانه سالگرد عروج حاج رضوان ....

   این روزها  نام حاج عماد یا حاج رضوان  و "حاج همت "را فارغ از محل تولد و دوری مرزهای حغرافیایی    با یک الفبا می نویسیم...چون فرزندان حزب الله و امام روح الله با هر بعد مسافتی و در قالب هر مرزی و  زبانی با هم علقه ای دیرینه دارند...این روزها نسل انقلابی فرزندان امام  در هرکجا در یادنامه حاج رضوان سرداری که" موسیقی مرگ مرکاوا" را نواخت ،با عشق قلم می زنند...  

    درین بهانه مقدس به دوستان عزیزی که این روزها توفیق زیارت حرم "بانوی کریمه قم" را پیدا می کنند،تاکید می کنم که نمایشگاه بسیار زیبای "جیش روح الله" که حاصل عزم جوانان حزب الله لبنان هست رو از دست ندهند...عطر مقاومت، حاج رضوان و...در شبستان نجمه خاتون مست می کند هرآنکه را در سر هوس است...   

 

صفحات زندگی کوتاه شهید حاج رضوان پر است از حماسه و عشق و ایثار. اگر چه کمتر کسی یارای دسترسی به همه آن را دارد.


21 تير 1341
شهرصور، روستاي طيردبا
در خانه حاج فائز اولين پسر خانواده پا به عرصه وجود مي گذارد. پدر، به شغل كشاورزي اشتغال دارد،
اما از آن جا كه دخل و خرجشان به هم نمي خورد، مانند بسياري ديگر از شيعيان جنوب لبنان مجبور مي شوند به بيروت كوچ كنند. خانواده مغنيه ابتدا در محله رأس النبع از محله هاي فقيرنشين منطقه مسيحيهاي شرق بيروت ساكن مي شوند، اما پس از چند سال به اجبار به روستاي خود بازمي گردند. در آن جا عماد 13 ساله براي كمك به خانواده به كار در باغ هاي ديگران مشغول مي شود. او دستمزد اندك كارش را براي ساخت مسجد روستا اختصاص مي دهد. آن ها چند سال بعد دوباره به سوي بيروت بار سفر مي بندند و اين بار محله شيعه نشين بئرالعبد ماواي آن ها مي شود. در آن جا حاج فايز به شغل آزاد روي مي آورد و مغازه اي براي خود دست و پامي كند. در همين سال ها عماد تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در مدارس دولتي بيروت پشت سر گذاشته و براي ادامه تحصيل در رشته مديريت بازرگاني دانشگاه معتبر آمريكايي بيروت (AUB) ثبت نام مي كند، اما بيش از يك سال سر كلاس درس دانشگاه حاضر نمي شود و به كلاس مقاومت و مبارزه با اشغالگري پاي مي گذارد.

ادامه نوشته

اینجا ایران است؛صدای جمهوری اسلامی جهان!!

                

                          

...امسال عجب بهمنی است...ما امسال سالگرد جشن فجرمان را نه در تهران که در قلب آفریقا برپا می کنیم؛ ازین پس یازدهمین ماه از سال شمسی گذشته ،آغاز ایام فجر انقلاب اسلامی جهان است و روزشمار معکوس تقویم هم به انتظار مانده تا رسانه انقلاب اسلامیمان نه ملی که جهانی شود و از آن پس به کلام زیبای یک دوست دیگر...                                                                                                              "اینجا ایران است ؛صدای جمهوری اسلامی جهان!!"               

 این روزها در تب جشن های سال نو میلادی در قلب اروپا و آمریکا ،در تاب کشمکش ها و شورش ملت هایشان ؛...اما" درجه تب سیاستمداران غرب نشین به گل نشسته "در این روزهای برفی زیر صفر درجه دیدنی تر است..؛

سال پیش و پیشتر هم این روزها ما و بهمنمان حداقل ده روز از تقویم گلچینی از "آفت"را میهمان دهان سخنگوهای کاخ سیاه و سفید می کردیم ،اما امسال اراده کرده ایم خیال خواب را برای همیشه از دیده این جهودان بربائیم !! جشن سالگرد تولد انقلاب امام خمینی (ره)امسال زاده های بسیار دیگری هم دارد...از عمق نگاه امام روح الله میدان آزادیمان را در امتدادخیابان انقلابی اسلامی در قلب مصر و تونس و...بنا کرده ایم....

"مبارکباد ایام الله فجر انقلاب اسلامی مستضعفان و وارثان أرض بر رهبر و پیشوای انقلاب جهانی ؛

                                                                         "امام سید مهدی "(عج)"

دختر مسیحی: آیا اگر برای حجابم کشته شوم ، شهیدم؟

 

بعضی وقتها بد نیست اگر دقایقی به داشته هایمان با نگاهی متفاوت نظری بیندازیم...و یا لیستی از عادت هایمان و یا داشته های عادت شده به مرور بگیریم... من امتحان کردم ،...باور کنید بیشترین شمار این ترکیب داشته هایی هستند که گویی ـ بعد از خوداگاهی ـ  قصد توصیف شخصیتی  رو داریم که برای اولین بار امروز صبح اونو دیدیم ... 

این باب ذیل،... امروز برای من بیش از یک تلنگر بود به تنه استوار عادت هایم.. باور کنید این تلنگر زیبا فقط برازنده ذهن های زیبا هست...دقایقی از ظاهر الفاظ پیش تر بریم و ببینیم ما  در کدام مرز، عادت و ارزش را  با پرچم سفید مصالحه دادیم... ؟!!

دختر مسیحی: آیا اگر برای حجابم کشته شوم شهیدم؟

حجه الاسلام والمسلمین دکتر آقا تهرانی در یکی از خاطرات خود می گوید:یک روز جلوی در موسسه دختر خانم جوانی جلوی من را گرفت و اظهار داشت:می خواهد مسلمان شود.سوال کردم چه اطلاعاتی پیرامون اسلام دارید؟گفت:به نتیجه رسیده ام مسلمان شوم.پیشنهاد مطالعه چند کتاب را به او دادم،کتابها در اختیارش گذاشته شد؛بعد از مدتی با اشتیاق به نزدم امد و گفت:کتابها را خوانده می خواهم مسلمان شوم....

باز چند کتاب دیگر هم به او دادم و گفتم:اینها را هم مطالعه کنید..این کار چند بار همینطور ادامه پیدا کرد .مطمئن بودم جامعیتی از اسلام و مکتب تشیع از مطالعه کتابها برایش حاصل شده است.یک روز همین دختر با عصبانیت وارد موسسه شد و گفت:اگر همین الان شهادتین را برایم نخوانید،داخل شهر می روم ،داد می زنم و اعلام می کنم من مسلمان هستم تا همه متوجه بشوند و به این طریق اسلام می اورم.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


         

شور و اشتیاق این دختر موجب این شد تا به او قول دهم در مراسم جشن بزرگ میلاد امام حسین (ع) در موسسه ایشان بیایند و مراسم تشرف به اسلام را برگزار کنیم.روز میلاد امام حسین(ع) مراسم جشن برپا شد و شیعیان زیادی هم در جلسه شرکت کردند، به عنوان یک میان برنامه اعلام کردیم یک دختر فرانسوی مقیم نیویورک با اطلاع و آگاهی دین اسلام و مکتب تشیع را برگزیده و مراسم تشیع الان برگزار می گردد.در این میان شخصی از داخل جمعیت بلند شد و گفت: اصلا این دختر از اسلام چه می فهمد که می خواهد مشرف بشود؟ بنده نیز سوالی را مطرح کردم و گفتم هر کس جواب را می داند پیرامون آن توضیح دهد؟ سوال در باره مساله "بداء" بود که از اعتقادات مسلم مل شیعیان است.هیچکس جوابی نداد!سوال را ازین دختر پرسیدم ...توضیحاتی پیرامون آن به جمعیت ارائه داد.سپس در جلوی جایگاه قرار گرفت؛پس از اقرار به شهادتین و ارائه عقاید به او ،اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ او خوانده شد؛رسما به اسلام و مکتب تشیع گروید و نام او را "رقیه" نهادیم...

چند روزی ازین قضیه گذشت تا اینکه همین دختر را با حجاب کامل اسلامی همراه با مرد و زنی دیدم ، به نظر می آمد پدر و مادرش باشند. در خیابان جلوی مدرسه با ما برخورد نمودند.آن مرد و زن (پدر و مادرش) با زبان فرانسوی شروع به سر و صدا کردند؛ چرا دختر مارا مسلمان نموده اید؟ به او بگویید حجابش را بردارد… سر و صدا باعث شد عده ای دور ما جمع شوند. در همان حین، احساس کردم این دختر تازه مسلمان الان در شرایط سختی است و خیال کردم دارد خجالت می کشد. به موسسه رفتم و زنگ زدم ایران دفتر آیت الله مظاهری و پرسیدم: آیا در چنین شرایطی اگر اصل دین شخص در خطر باشد به نظر شما اجازه می دهید روسری را بردارد؟ در این مورد خاص ایشان فرمودند اشکال ندارد.

به سرعت برگشتم و به این دختر گفتم: با یکی از مراجع تقلید صحبت کردم و در مورد شما فرمودند: اگر دین شما در معرض خطر است اشکال ندارد و شما می توانید روسری را بردارید، آنچه در جواب شنیدم این بود: دختر تازه مسلمان به من گفت: این حکم از احکام ثابت و اولیه است یا از احکام ثانویه و بنا بر ضرورت است؟ گفتم از احکام ثانویه می باشد. تا این را شنید، گفت: «اگر روسری خود را برندارم و بخاطر حفظ حجابم کشته شوم آیا من شهید محسوب میشوم؟» گفتم: «بله!» گفت: «والله روسری خود را برنمی دارم هرچند در راه حفظ حجابم جانم را از دست بدهم.» البته بعد از این ماجرا خانواده او نیز با مشاهده رفتار بسیار مودبانه دخترشان از این خواسته صرفنظر کردند.آنها عازم فرانسه بودند و با همان حال به طرف فرانسه روانه شدند، آدرس یک مرکز دینی که دوستان ما در آنجا بودند به او دادم و بعدا هم متوجه شدم که الحمدلله با یک جوان مسلمان فرانسوی ازدواج نموده است.

* حجت الاسلام دکتر مرتضی آقاتهرانی در دوران اقامت در آمریکا، امامت جمعه شهر نیویورک و مسئولیت موسسه اسلامی آن شهر را به عهده داشت.                  

شهید ادواردو انیلی

24 آبان سالگرد عروج عاشقانه شهید"ادواردو انیلی" بود....و ازونجایی که مدتهاست "ادواردو" را نماد با عظمتی از  آزادگی  و روشن بینی  دینی در بطن دنیایی از سیاهی ها می دانم و همواره تمام قد به حرمت و  عظمت این اسم می ایستم...بر خودم واجب دانستم در ین روزها من هم سهمی اندک در "یادنامه این ستاره بی افول"داشته باشم...

با جستاری پیرامون این اسم ؛ "ویکی پدیا" فقط  اینقدر از "روح بلند ادواردو" می دانست به نظرم بسیار کم ،با خودم گفتم .."فقط خدا می داند که چه نادانسته ها ازین ماه باقی است..."؛

                                              

    

ادواردو آنیلی                                                            

مهدی آنیلی یا ادواردو آنیلی (به ایتالیایی: Edoardo Agnelli) که متاثر از انقلاب اسلامی ایران، مسلمان و شیعه شد. وی تنها پسر و وارث سناتور و میلیاردر ایتالیایی جیووانی آنیلی بود که در سال ۱۳۷۹ به طرز مشکوکی کشته شد، با این حال طبق نظر دادگاه علت مرگ خودکشی اعلام شد.

ادواردو آنیلی در ۶ ژوئن ۱۹۵۴ در نیویورک به دنیا آمد .                

او تحصیلات مقدماتی را در ایتالیا و سپس در کالج آتلانتیک در ویلز در کشور بریتانیا گذراند. پس از آن در رشته ادیان و فلسفه شرق از دانشگاه پرینستون آمریکا با درجه دکترا فارغ‌التحصیل شد.

خانواده آنیلی

پدرش سناتور جیووانی آنیلی ثروتمند ایتالیایی و مالک کارخانجات اتومبیل سازی فیات، فراری، لامبورگینی، لانچیا، آلفارمو، ایویکو، به همراه چندین کارخانه تولید قطعات صنعتی، چند بانک خصوصی، شرکتهای طراحی مد و لباس، روزنامه‌های پرتیراژ لاستامپا و کوریره دلاسرا، باشگاه اتومبیل‌رانی فراری و باشگاه فوتبال یوونتوس بود. افزون بر این‌ها چندین شرکت ساختمان‌سازی، راه‌سازی، تولید لوازم پزشکی و بالگردسازی هم وجود دارد که خانواده آنیلی جزء سهام‌داران اصلی آن‌ها می‌باشند.

ادواردو شرح مسلمان شدنش را چنین می‌گوید:

«

در نیویورک که بودم یک روز در کتابخانه قدم می‌زدم و کتاب‌ها را نگاه می‌کردم چشمم افتاد به قرآن. کنجکاو شدم که ببینم در قرآن چه چیزی آمده‌است. آنرا برداشتم و شروع کردم به ورق زدن و آیاتش را به انگلیسی خواندم، احساس کردم که این کلمات، کلمات نورانی است و نمی‌تواند گفته بشر باشد. خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم، آن را امانت گرفتم و بیشتر مطالعه کردم و احساس کردم که آن را می‌فهمم و قبول دارم

 »

بعد از این قضیه به یک مرکز اسلامی در نیویورک مراجعه می‌کند و درخواستش مبنی بر این‌که می‌خواهد مسلمان شود را مطرح می‌کند. آن‌ها هم نام «هشام عزیز» را برای وی انتخاب می‌کنند.

تشیع

نخستین آشنایی وی با تشیع و انقلاب اسلامی ایران از طریق یکی از مصاحبه‌های دکتر محمد حسن قدیری ابیانه (رایزن مطبوعاتی سفارت ایران در ایتالیا بین سالهای ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۱) از طریق تلویزیون ایتالیا بوده‌است و پس از آن برای دیدار با وی به سفارت مراجعه می‌کند و پیوند دوستی بین آن‌ها ایجاد می‌شود.

دکتر قدیری در مورد نخستین ملاقاتش با ادواردو می‌گوید:

«

بعد از یک میزگرد مطبوعاتی که برگزار کردیم -به عنوان رایزن مطبوعاتی سفارت ایران-، یک روز یک‌شنبه در حالی که من در اقامت‌گاه سفارت بودم، دربان سفارت گفت که یک جوان ایتالیایی آمده و می‌خواهد شما را ببیند. من هم گفتم اگر می‌شود به او بگویید فردا برای ملاقات بیایند. ولی بعد از لحظاتی دربان سفارت دوباره زنگ زد که این جوان می‌گوید خدا هر در بسته‌ای را می‌گشاید. من هم گفتم در را باز کنند و خودم هم رفتم به استقبال‌اش. جوان قدبلند لاغری بود که با یک موتور گازی کهنه آمده بود و خودش را ادواردو آنیلی معرفی کرد. من بدون این‌که انتظار جواب مثبتی از او داشته باشم، از او پرسیدم که شما با خانوادهٔ آنیلی معروف، نسبتی دارید و او گفت که من پسرش هستم.

 »

و زمانی که فخرالدین حجازی در سال ۱۳۵۹ به ایتالیا سفر می‌کند و با ادواردو آشنا می‌شود، از او می‌خواهد که یک بار دیگر تشرف خویش را به تشیع اعلام نماید. سپس فخرالدین حجازی نام مهدی را برای او انتخاب می‌کند. او در مکاتبات خود از نام هشام عزیز که سال‌ها از آن استفاده کرده بود، استفاده می‌کرد و در مکالمات خود با دوستان ایرانیش از نام مهدی استفاده بهره می‌گرفت.

ادواردو همواره به دنبال این بود که دوستان و بستگانش را با اسلام آشنا کند. به دعوت او دوستش، لوکا گائتانی لاواتلی اسلام آورد و مسلمان شد. او مدتی در ایتالیا منزوی بود و در یک آپارتمان در شهر رم زندگی می‌کرد.

      

او چند بار به ایران سفر کرده و با امام خمینی(ره) و  امام سیدعلی خامنه‌ای دیدار کرده و به زیارت علی ابن موسی رضا(ع)، امام هشتم شیعیان رفت.

شهادت

۱۵ نوامبر سال ۲۰۰۰ (۲۴ آبان ۱۳۷۹) جسد ادواردو در زیر پل «ژنرال فرانکو رومانو» پیدا شد، ظاهر قضیه نشان می‌داد که وی از روی پل به پائین پرت شده‌است.

آثار پیرامون او

آثار زیادی پیرامون او تهیه شده‌است. از آن جمله فیلم ادواردو است. کتاب‌های زیادی نیز راجع به شخصیت و زندگی او نوشته شده‌است که از آنها می‌توان به کتاب هدیه مسیح (سیری در زندگی ادواردو آنیلی) از انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی اشاره کرد.

                                   تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 لوکا گائتانی لاواتلی                                    

لوکا گائتانی لاواتلی (Luca Gaetani)، مسلمان و شیعه، فرزند یکی از بزرگ‌ترین و معروفترین تولید کنندگان شراب در ایتالیا که به  (سلطان شراب)معروف است ،بود که در سال ۱۳۸۶ کشته شد.

پدر وی مالک کارخانه بزرگ و قدیمی تولید مشروبات الکلی به نام مونتالچینو Montalcino می‌باشد. کارخانه‌ای که اینک بدست برادرش جلاسیو Gelasio Gaetani D'Aragona Lovatelli به همراه مراکز پورنو اداره می‌شود.


لوکا از زمان کودکی از دوستان ادواردو بود. وی در سال 1988 به همراه ادواردو آنیلی به ایران آمد.

در آن زمان ادواردو از طرف شبکه یک تلویزیون ایتالیا مسئول تهیه یک فیلم مستند در مورد ایران شده بود.

ادواردو با اعمال نفوذ خود توانسته بود مجوز ساخت چنین برنامه مستندی را بگیرد. او خود مسئولیت ساخت مستند را بر عهده گرفت تا مستندی متفاوت و مبتنی بر حقایق جنگ و ایران بسازد. فیلمی که بعداً از تلویزیون پخش شد،...

در این سفر ادواردو ، دوست خود لوکا گائتانو لاواتلی را با خود به ایران آورد، لوکا در این سفر به عنوان فیلمبردار به ایران آمده بود.

در این سفر ادواردو به قدیری ابیانه گفت که با لوکا در مورد اسلام صحبت کرده و او را تا مرز اسلام آورده است اما نتوانسته است او را مسلمان کند اما بر این باور بود که یک هل برای اسلام آوردن او کافی بود و از قدیری می خواهد که با لوکا صحبت کند. قدیری ابیانه نیز به مدت حدود دو ساعت با لوکا در هتل آزادی (اوین) به تنهایی صحبت می‌کند. جلسه‌ای که منجر به اسلام آوردن وی و پذیرش تشیع می‌شود. (www.ghadiri.org )

سپس به اتفاق هم به منزل حضرت آیت الله سید علی گلپایگانی واقع در یوسف آباد می‌روند و آنجا مراسم تشرف لوکا به تشیع برگزار می‌گردد.

لوکا در این سفر به همراه ادواردو به جبهه‌های جنگ سفر می‌کند. البته در آن زمان آتش بس بین ایران و عراق برقرار شده بود.

یکی از دوستان مشترک می‌گوید، لوکا بدون اینکه در کلیسا ازدواج رسمی کند با دو زن زندگی کرده است. زن اولش مربوط به دوران قبل از پذیرش اسلام بود. البته تا مدتها با او زندگی می‌کرد و از او دختری حدودا 25 ساله به نام سامبا Samba دارد.

وی سپس با زن دیگری زندگی مشترکی را آغاز نمود. وی را شرعا صیغه کرده بود و از وی دو فرزند دارد. به نام‌های Raimondo, Ruggero روجرو و ریموند.

لوکا ناچار بود بین ثروت و عقیده یکی را انتخاب کند و او نیز مثل ادواردو عقیده را برگزیده بود.

زندگی ساده و شغل فیلمبرداری را بر تولید مشروب و فعالیت در امور مستهجن را ترجیح داده بود و به خاطر عقایدش توسط خانواده منزوی و مطرود شده بود. او به خانواده اش گفته بود که بین عقیده و ثروت عقیده را ترجیح می‌دهد.

دکتر قدیری ابیانه در سفری که سالها قبل بعد از اسلام آوردن لوکا به ایتالیا داشت به منزل او رفته بود. لوکا عکس حضرت امام را در اطاق خود نصب کرده بود و جا نماز و مهر را برای نماز برای او آورده بود.

یک برادر لوکا به نام کریستوفولو Cristofolo با ادواردو و لوکا بسیار صمیمی بود. او بر اثر یک سانحه در ورزش چتربازی چترش باز نشد و سقوط کرده و جان خود را از دست داده بود.

برنامه خبر ظهر کانال یک تلویزیون ایتالیا در روز 13 فروردین 3 آوریل 2007 خبر پیدا شدن جسد کنت (لقب اشرافی) لوکا گائتانی لاواتلی 52 ساله را می‌دهد.

                                            
در حالی که شهید ادواردو با لوکا دوست بوده، جلاسیو برادر لوکا با لاپو الکان پسر خواهر یهودی زاده ادواردو که با شهادت ادواردو به جانشینی پدر ادواردو برگزیده شد دوست بوده و در فسادهای او مشارکت داشته است.

ادواردو را به شهادت رسانده و جسد او را در زیر پلی قرار داده و خودکشی وانمود کردند، و همین طریق برای قتل لوکا به کار گرفته شده است.

در حالی که پلکان مسیر رفتن به زیر پل به خون لوکا آغشته بوده جسد او در زیر پل پیدا شده و علیرغم برداشت‌های اولیه در مورد قتل او دستهایی تلاش می‌کنند آن را خود کشی حلوه دهند.

شباهت قتل هر دو نفر(ادواردو و لوکا) نشان می‌دهد که قتل توسط یک گروه انجام شده است با این تفاوت که لوکا از نظر جسمانی قوی تر از ادواردو بوده و مقاومت هایی از خود نشان داده است و زخم هایی بر بدن او مشاهده گردیده است که پلیس در صدد نسبت دادن آن به زخم‌های هنگام پرت شدن از پل است حال آنکه اگر او خود را از پل پرت کرده بود نباید مسیر راه پله به خون او آغشته باشد.

برخی منابع سعی می‌کنند با گمانه پردازی قتل او را به معتادینی که ممکن است در محل تردد داشته اند نسبت دهند و یا او را نیز به اعتیاد مواد مخدر متهم نمایند!

ادواردو در سفری که به ایران آمده بود به قدیری ابیانه گفته بود که دوستش لوکا را تا مرز قبول اسلام آورده است و از قدیری خواست با او صحبت کند

                                       تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
 بنابر نوشته روزنامه ایل جورناله می‌نویسد که لوکا که  شغل فیلمبرداری سینما را برای خود برگزیده بود، ساعت 2 نیمه شب 13 فروردین دوم آوریل 2007 از منزل خارج شده و سپس جسدش در زیر پل گاریبالدی Garibaldi در حاشیه رودخانه تراستوره Trastevere در رم یافت می‌شود.

لوکا سومین برادر این خانواده است که با مرگ مرموز روبرو می‌شود و تنها برادر زنده او نیز به تولید مشروبات الکلی و امور پورنو مشغول است. باید بررسی شود که آیا جلاسیو همسر و فرزندانی یهودی دارد یا نه؟!

یکی از تاکتیک‌های صهیونیستها برای تمرکز ثروت ازدواج با افراد بسیار ثروتمند است تا از این طریق ثروت به فرزندان یهودی زاده برسد. اما توطئه در اینجا ختم نمی‌شود. بلکه مرگ و میر در خانواده‌ای که یکی از آنها با زنی یهودی ازدواج کرده است شروع می‌شود به نحوی که سهم ارث وارثین یهودی افزایش یابد.


بلایی که بر سر خانواده ادواردو نازل شد و ظاهراً خانواده گائتانی نیز احتمالاً دچار آن شده است.

لازم به ذکر است که دکتر قدیری ابیانه در سی دی ای تحت عوان " ادواردو و موضوع زن و حجاب در اسلام و غرب" شرح مسلمان شده لوکا را بدون ذکر نام او تشریح کرده است.


در این سی دی دکتر قدیری ابیانه توضیح می‌دهد که ادواردو به او (قدیری) گفته بود که لوکا را تا مرز اسلام آورده است ولی نتوانسته است او را مسلمان کند و از قدیری می خواهد با او صحبت کند.

دکتر قدیری در سی دی مذکور توضیح داده است که با صحبت با او به این نتیجه رسید که او در کلیات اسلام مشکلی ندارد اما عاملی باعث می‌شود که از پذیرش اسلام امتناع کند. قدیری ابیانه با شناختی که از تبلیغاتی ایتالیادر مورد اسلام و حجاب و وضعیت زن د ر اسلام داشت حدس می‌زند که مشکل او همین مسئله باشد لذا در این مورد با او صحبت کرده و فلسفه حجاب در اسلام و قوانین در مورد زن را تشریح می‌کند. این مسئله برای لوکا که از خانوادهای بود که از طریق پورنوگرافی و مشروبات الکلی به ثروت افسانه‌ای دست یافته بود بسیار جذاب می افتد و بلافاصله مسلمان و شیعه می‌شود.

دکتر قدیری ابیانه در این سی دی مطالبی را که در مورد زن و حجاب در اسلام و مقایسه آن با فرهنگ غربی مطرح ساخته را تشریح می نماید. سی دی ای که به شدت مورد استقبال بینندگان آن قرار گرفته است.

مراسم تشییع لوکا 17 فروردین در کلیسای سانتا ماریا در تراستوره در رم برگزار گردید.

در کنار تابوت کنت لوکا گائتانی لوواتلی داراگونیا والدینش، برادرش جلاسیو با خانم اولیوا سالواتی، دوستش خانم مارینا ویندیچ گراتز ، فرزندانش ریموند، روجرو سامبا وآقای آلین الکان شوهر اول یهودی خواهر ادواردو نیز حضور داشت. با شهادت ادواردو ثروت و مدیریت به فرزندان خواهرش ادواردو رسید. 200 نفر در تشییع جنازه لوکا شرکت کردند. ادواردو آنیلی به دوست ایرانیش گفته بود که آلین الکان یهودی (شوهر خواهر ادورادو) کانون خطر و توطئه علیه او است.

کشته شدن

خبر درگذشت لوکا ۱۳ فروردین ۱۳۸۶ در حالی که جسد وی در زیر پلی کشف شده بود، منتشر شد.

پیوندها

منبع

نامه های بر باد رفته

حالا من نیز از کوفه دلگیرم!

نمی دونم چرا این روزها و از بین این همه مناسبتهای تقویم بیشتر از همه دلم درگیر و تب "شهادت سفیر با فراست  نینوا"ست......و جالبتر اینکه اولین سالی هست که اینجور روزشمار تقویم عاشورا رو از مبدا حرکت "مسلم به کوفه"رصد می کنم....شاید این از اولین محسنات "مختارنامه سیما" باشد که تازه بعد از سالها اینقدر ملموس "من هم اینجای تقویم که می رسد از کوفه و هر چه کوفی مسلک است دلگیرم...

                                                               

چه غریبانه آمدی مسلم!

چه غریبانه قدم بر می داری،سردار!ضرباهنگ گامهایت تنهاییت را جار می زنند؛به این کوچه ها اعتمادی نیست..باورت نمی شود ...پس کو آنهمه دست هایی  که برای بیعت از هم سبقت می گرفتند؟!

چقدر دلتنگیت بزرگ است سردار!...

پسر عقیل اعتماد نکن به لبخندهای این شهر "همیشه بدنام" که ضجه های کودکان غریبت را به دنبال دارند...

مسلم! به شهر زجر علی اعتماد نیست...

اما مرد...به تنهایی میندیش که تنهایی تو با سرنوشت کربلا گره خواهد خورد!

کوفه  را به دوزخ خیانت های بی شمارش بسپار !

این تقدیر توست که در عشق ال الله (علیه السلام)؛نامت در کتیبۀ تاریخ در صف مردان مکتب حسینی  حک شود...

 

تو را خواهم گریست،هرگاه به یاد کربلا باشم..

                                                                            

در شب سالگرد"نبودنت" تورقی در تاریخ ستاره های خفته در "غربت آباد بقیع" کردم،....

اما دیدم که تاریخ به یاد ندارد هیچ گاه چون طفلان دیگر،کودکی کرده باشی!

مصیبت کربلا آنقدر بزرگ بود که تو به ناگه  در پنج سالگی ات به بلوغ درد رسیدی و شور طفولیتت را در پشت خرابه دلتنگ شام جاگذاشتی..

بعد ازآن که ستاره بخت عمه کوچکت شبانه در ویرانه های بی کسی دفن شد ،تو نیز ستاره همزادت را گم کردی!

                                    "مولا محمد از تبار محمد"(صلی الله علیکم

 

                               

پیشگوییهای نوستراداموس درباره ایران

پيشگوئيهاى نوسترآداموس و انقلاب «جهانى امام مهدى(عج)»    


هنگامى كه پل ترنر (Paul Turner) تهيه كننده معروف استراليايى در طى برنامه‏اى ماهواره‏اى تحت عنوان: نوستر آداموس: مردى كه فردا را پيش‏بينى مى‏كند. خطر روزافزون ايران وانقلاب اسلامى ايران براى غرب و تمدن غربى مطرح كرد و در طى اين برنامه تمام آنچه را كه نوسترآداموس در بيش از 390 سال پيش از آن تاريخ «آگوست 1989م» پيشگوئى كرده بود منتسب به ايران كرد؛ هيچ سياستمدارى حرف وى را چندان جدى نگرفت؛ چرا كه موقعيت ايران در سال 1989، نه تنها به هيچ وجه مناسب نبود؛ بلكه به واسطه جنگ تحميلى و عواقب ناشى از آن و تحريمهاى شديد اقتصادى بسيار شكننده و حساس بود. ليكن پس از به واقعيت پيوستن واقعه يازدهم سپتامبر در آمريكا كه اتفاقاً در فيلم به صراحت به آن اشاره مى‏شود (وقوع دو انفجار مهيب و عظيم در New City) همگان شگفت‏زده و نگران شدند؛ به نحوى كه رئيس‏جمهور نه چندان باهوش آمريكا، پس از وقوع اين حادثه به تبعيت از نوسترآداموس، ايران را هم يكى از «محورهاى شرارت» در جهان معرفى كرد و از اين طريق بر وحشت و ترس عميق هيأت حاكمه آمريكا از ايران (پرشيا) صحّه گذاشت.


در اين مجال سعى بر آن نيست كه بر پيشگوئيهاى نوسترآداموس صحّه گذاشته شود يا از آن دفاع گردد و يا به هر طريق ممكن آن را خزعبلاتى هذيان‏گونه جلوه دهد؛ بلكه حداكثر كوشش بر آن است كه ديدگاه غرب و تمدن غربى نسبت به پيشگوئيهاى شگفت‏آور نوسترآداموس را مورد بررسى و مداقه قرار داده و اين پيشگوئيها را كه اغلب درباره ايران يا كشورهاى اسلامى بوده؛ مورد بررسى قرار دهد. البته بايستى در نظر گرفت كه بدون شناخت اين پيشگوى كبير نمى‏توان حساسيتهاى انسان غربى نسبت به انسان شرقى را شناخت؛ چرا كه اغلب سياستمداران و متفكران غربى عميقاً به ستاره‏شناسى، طالع‏بينى و آينده‏نگرى همراه با ادبيات رمزى (Occult) معتقدند و حتى نظريه‏پرداز معروف هاروارد؛ يعنى ساموئل هانتينگتون نيز تئورى برخورد تمدنها (The clash of civilizations) را از نوسترآداموس به عاريت گرفته است. پيشگويى نوسترآداموس درباره واقعه يازدهم سپتامبر و تأثير شگرفى كه بر نگرش و فرهنگ آمريكايى گذاشت مى‏تواند منجر به تحولى اساسى نسبت به ديدگاه غرب درباره انقلاب اسلامى ايران شود، همانكه نبايد به سادگى از كنار آن گذشت.

... آسمان، در چهل و پنج درجه (مختصات جغرافيايى نيويورك؟!) خواهد سوخت، آتش به شهر جديد (New City)، نزديك مى‏شود.1

جالب‏ترين نكته در مورد پيشگوئيهاى نوسترآداموس آن است كه وى به ندرت نام كشورى را به صراحت و آشكارا ذكر مى‏كند، حال آنكه در مورد ايران (Parsia) به صراحت عنوان مى‏كند كه ايران، جهان را تسخير خواهد كرد. ايران از طريق آناتولى، فرانسه و ايتاليا را فتح خواهد كرد و بالاخره ايران باعث وقوع جنگ جهانى سوم خواهد شد.2 بنابراين، در گام نخست بايستى نوسترآداموس را بيشتر و بهتر بشناسيم و راز و رمز تأثيرگذارى وى بر تمدن غربى را از اين طريق دريابيم.

ميشل دونوسترادام (Michel De Nostradame) كه بيشتر با نام لاتين خود؛ يعنى نوسترآداموس (Nostr Adamus) شناخته شده است؛ در روز چهاردهم دسامبر سال 1503 م. در ناحيه سن رمى فرانسه متولد شد.

خانواده وى از شجره پزشكى يهودى و ايتاليايى الاصل بود. پدر بزرگ وى در شكل‏گيرى و تربيت نوسترآداموس نقش اساسى داشته و آموزه‏هاى اشراقى مكتب كاباليست‏ها را مستقيماً به وى تعليم داده است. نوسترآداموس در سن 22 سالگى از دانشگاه بسيار معتبر آن روزگار فرانسه؛ يعنى مون‏پليه در رشته پزشكى فارغ‏التحصيل شد و براى نجات بيماران از بيمارى مرگ سياه يا طاعون، بلافاصله مشغول به كار شد. شاوينى، پيرو و مفسر معروف نوسترآداموس مى‏نويسد كه وى سه سال تمام بر روى نخستين اشعار وحى‏آميز خود كه از آينده و رويدادهاى آن خبر مى‏آورد كاركرد و در سال 1555م. دفترى را - كه در بر گيرنده بيش از سيصد پيشگويى شعرگونه بود - به پسرش سزار هديه كرد. سپس در سالهاى بعد مجموعه كاملى از شعرواره‏هاى نوسترآداموس در 1000 قطعه؛ يعنى 10 سانتورى كه هر سانتورى مشتمل بر 100 قطعه بود، را منتشر شد. نوسترآداموس بر خلاف شايعات واهى و عبثى كه پيرامون شيطان‏پرستى و خداستيزى به وى نسبت داده‏اند، فردى عميقاً مؤمن و پاى‏بند به مذهب كاتوليك بود و در نامه‏اى به پسرش صريحاً متذكر مى‏شود كه:

... و از زمانى كه اراده ذات خداوند متعال بر اين قرار گرفته كه تو فقط در نور طبيعى و در اين نقطه زمين به دنيا بيايى... از آنجايى كه برايم ممكن نيست نوشته‏اى را به صورت رسمى و كامل برايت به ارث بگذارم؛ چون بر اثر بى‏عدالتى و گذشت زمان نابود خواهد شد...؛ چون كه همه چيز تحت اختيار و سلطه قادر متعال و خداوند يكتا قرار دارد.
در واقع او با اين عبارات، صريحاً اشاره به عدم اصالت ادبيات رمزى علم اخترشناسى و طالع‏بينى نموده است و همه اراده‏ها را موكول به خواست و اراده خداوند متعال مى‏نمايد.
                                    

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد



بررسى پيشگوئيهاى نوسترآداموس درباره جهانى شدن انقلاب اسلامى ايران


شاهزاده عرب، مريخ، خورشيد، ناهيد، شير، حكومت كليسا را از طريق دريا از پاى در خواهد آورد، از جانب ايران (پرشيا) بيش از يك ميليون پرهيزگار به بيزانس و مصر، به سوى شمال هجوم خواهند آورد.3

از كشور عربى خوشبخت (در منطقه غنى و ثروتمند اعراب) شخصى قدرتمند و مسلط بر شريعت [حضرت] محمد(ص) زاده خواهد شد، اسپانيا را به دردسر انداخته و بر گرانادا (غرناطه) مستولى مى‏شود. از طريق دريا بر مردم نيكوزيا ظفر خواهد يافت.4

مرد مشرقى از محل استقرار خويش خارج خواهد شد، براى ديدار فرانسه از كوه آپونين خواهد گذشت، از فراز آسمان، از برف‏ها، درياها و كوهها گذر خواهد كرد و همگان را با عصايش مضروب خواهد كرد...5

ادبيات رمزآلود، واژه‏اى است كه به بهترين نحو مى‏تواند عمق معانى شعرواره‏هاى نوسترآداموس را بيان كند؛ چرا كه طبق نظر اغلب مفسران معروف نوسترآداموس؛ يعنى اريكاچيتهام، گى بوحك و ژان شارل دو فن برون، حداقل وقايع ذيل را مى‏توان بدون هيچ شك و ترديدى از ميان شعرواره‏هاى رمز آلود نوسترآداموس بر شمرد:

آتش‏سوزى بزرگ لندن در سال 1666م. اعدام چارلز اول، روى كارآمدن حكومت مذهبى كرامول در انگلستان، وقوع انقلاب فرانسه، انقلاب روسيه، رويارويى استالين و تروتسكى پس از مرگ لنين، اضمحلال رژيم شوروى، اعدام لويى شانزدهم و مارى آنتوانت، به قدرت رسيدن ناپلئون و انتخاب لقب امپراتور توسط وى، به قدرت رسيدن هيتلر و رژيم نازى، به قدرت رسيدن موسولينى در ايتاليا و ژنرال فرانكو در اسپانيا، ترور كندى، سقوط شاه ايران و وقوع انقلاب اسلامى در ايران، رهبرى امام خمينى(ره) از فرانسه - او دقيقاً عنوان مى‏كند كه رهبر ايران از فرانسه باعث سقوط شاه ايران مى‏شود - ، وقوع حادثه يازدهم سپتامبر و آتشى كه در برجهاى دوقلوى شهر جديد (نيويورك) ايجاد مى‏شود و بسيارى از حوادث تاريخى ديگر از سالهاى 1555 ميلادى به بعد كه حدوداً 450 سال را دربر مى‏گيرد.

دو محاصره،در گرمايى سوزان، انجام مى‏گيرد.
آن مرد،از فشار تشنگى،به خاطر دو فنجان مملو از آب،كشته مى‏شود.
دژ نظامى، مملو مى‏شود،
و يك آرمانگراى كهنسال [امام خمينى (ره)]
نشانه‏هاى نيرا (سرزمين ايران) را
به اهالى ژنو [سازمان ملل متحد]
نشان خواهد داد.6
رهبر پاريس،اسپانياى بزرگ را اشغال مى‏كند،
كشتيهاى جنگى
در برابر مسلمانان [محمدى‏ها] كه از پارتيا [ناحيه‏اى در ايران] و مديا [ناحيه‏اى در ايران] برخاسته‏اند، مى‏ايستند. آن مرد، سيكلاد [اروپا] را تاراج مى‏كند، و آنگاه انتظارى بزرگ در بندر يونان حكمفرما مى‏شود.

در مجموع نوسترآداموس به اين موضوع به صراحت اشاره مى‏كند كه ايران (پارت، نيرا، پرشيا، مديا) با كمك مسلمانان سراسر جهان، از جمله كشورهاى عربى و مخصوصاً سوريه، عربستان سعودى و ليبى حكومت مقتدرى را تشكيل مى‏دهند و پس از جنگى مذهبى كه هسته آن از لبنان شروع مى‏شود و عمدتاً بر عليه اسرائيل است، جهان را به تسخير خود درمى‏آورند و سپس جنگى جهانى و عظيم رخ خواهد داد و جهان نابود خواهد شد.7

در هنگامه دميدن خورشيد،آتش بزرگ، ديده خواهد شد؛
صدا و روشنايى،در امتداد شمال، ادامه خواهد يافت.
در ميانه كره خاك،مرگ و آواى مرگ، شنيده خواهد شد؛
مرگ از درون سلاحها،آتش و خشكسالى آنان را به انتظار خواهند نشاند.
در خاتمه، اين سرزمين به واسطه جنگ جهانى سوم نابود و نامسكون خواهد شد.8
سرزمين مسكونى،از سكنه خالى خواهد شد؛
براى به دست آوردن سرزمينها،جدال و اختلاف شديدى درمى‏گيرد؛
قلمروها به مردانى سپرده خواهد شد؛كه از غرور و سربلندى تهى خواهند بود.
سپس، براى برادران بزرگ،نفاق و مرگ پيش خواهد آمد.

و از چنين برمى‏آيد كه ايران، جهان را ابتدا از طريق حمله به تركيه (و مقدونيه) به تصرف خود درخواهد آورد:
شب در آسمان، مشعلى رو به خاموشى، ديده خواهد شد. در مركز رن، جنگ و خشكسالى به بار مى‏آيد، كمك خيلى دير مى‏رسد. پرشيا (ايران) حمله آورده و ماگدونيا و در جاى ديگر مى‏گويد: (مقدونيه) را به محاصره درمى‏آورد.9

تو اى فرانسه!اگر،از آبهاى ليگوريا گذر كنى؛
خود را،در ميانه دريا و جزاير،در محاصره خواهى يافت؛
و پيروان محمد،در برابر تو خواهند ايستاد.
و همچنين تو، اى درياى آدرياتيك!
استخوان خران و اسبان راخواهى جويد.10
و باز مى‏گويد:
آن مرد،با سلاحها و آتش درخشان،
در نزديكى درياى سياه،از پرشيا براى تسخير ترابوزان
خواهد آمد.
فاروس و ميتيلن به لرزه در خواهد آمد؛خورشيد،درياى آدرياتيك را كه مملو از اجساد اعراب است؛روشن خواهد كرد.11
                            

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد



و سپس نوسترآداموس، عواقب جنگ اتمى و نابودى تدريجى جهان به واسطه جنگ جهانى سوم را شرح مى‏دهد:
كسوفى در پيش خواهد بود كه از زمان آفرينش گيتى تا زمان مرگ و مصائب حضرت مسيح و از آن زمان تا به امروز هرگز رخ نداده است و جهان چنين ظلمتى به خود نديده است...12

كه در اين مورد آيات مربوط به قيامت در سوره قيامت به ذهن انسان تداعى مى‏شود:
فإذا برق البصر و خسف القمر و جمع الشمس و القمر يقول الإنسان يومئذ أين المفرّ.

هنگامى كه بينايى خيره مى‏گردد، و ماه فرو مى‏رود، و خورشيد و ماه گرد هم آيند، آن روز انسان مى‏گويد: به كجا فرار كنم؟

مرد والامقامى از تبار عرب به زودى پيش خواهد تاخت. از سوى اهالى بيزانس به او خيانت خواهد شد. از شهر قديمى رودس به پيشواز او خواهند آمد، از جانب هانگرى [مجارستان] متحمل آزار بسيار خواهد شد.13

در حوالى درياى آدرياتيك بر اثر توفانى عظيم، كشتى غرق مى‏شود و زمين به لرزه درآيد و به سوى آسمان پرتاب مى‏شود و دوباره فرو مى‏افتد؛ در مصر جنبش پيروان محمد افزايش مى‏يابد و پيكى به (آن سوى مرزها) فرستاده مى‏شود تا خبر را اعلان كند.

... شهرها آلوده و كثيف گشته، باعث اعتراض و شرمسارى زيادى خواهد شد، و تاريكى و جهل فقط با درخشش نور از بين مى‏رود و با تغييراتى حكومت جهل و ظلمت پايان خواهد يافت...

رهبرى اصلى مشرق زمين با شورشهاى زيادى روبرو خواهد شد، كه اكثراً از طرف شمالى‏ها و غربى‏هاى مغلوب شده است، كه عده‏اى كشته و برخى مورد آزار قرار گرفته‏اند و بقيه در حال گريزند و فرزندانشان كه از زنان متعددى هستند، زندانى شده‏اند.14

م.پ. ادوارد در كتاب خود در باب پيشگوئيهاى نوسترآداموس نقل مى‏كند كه سانتورى هشتم، قطعه 6 مربوط به وقوع جنگ جهانى سوم است:

... جنگ و خونريزى براى مرتبه سوم حتمى است؛ آتش به حدى است كه درياها به جوش مى‏آيد و از دولت‏ها فقط دو دولت و از جهان فقط نيمى باقى مى‏ماند...15

شاهزاده ليبيايى [كه نماينده حكومت ايران است] در غرب به قدرت خواهد رسيد، يك فرانسوى از اعراب به شدت مكدر خواهد شد، دانشمند اديب [ادبا] خود را با اوضاع وفق خواهند داد، زبان عرب بر فرانسه پيشى مى‏گيرد...16

در نزديكى سوربن جهت حمله به مجارستان
قهرمانى از اهالى برودها [سياه‏پوستان] به آنان هشدار خواهد داد.
رهبر بيزانس، سالون از اسلاوينا،
آنان را به شريعت محمد[(ص)] در خواهد آورد.
همچنين نوسترآداموس در چنين مى‏سرايد كه:
امپراتورى مقدس به آلمان خواهد آمد؛
پيروان اسماعيل جايگاه بى‏مانع خواهند يافت.
آدمهاى نادان همچنان خواستار كارمانى [شريعت كهنه] هستند. تمامى حمايت كنندگان [محمدص] سراسر گيتى را خواهند پوشاند.17

بنابراين، نوسترآداموس در اغلب سانتورى‏ها از جمله سانتورى 5 نسبت به فتح جهان به وسيله شريعت حضرت محمد(ص) به غرب و تمدن غربى هشدار مى‏دهد و به جهانيان اعلام مى‏كند كه روزى مسلمانان به رهبرى ايران و تمدن ايرانى بر جهان مسلط خواهند شد كه اين بى‏شك در پيوند با گسترش و جهانى شدن انقلاب اسلامى ايران است.


ماهنامه موعود شماره 37


پى‏نوشتها:

1 . سانتورى‏هاى (5/25 ، 10/75 ، 2/29 و 10/31).          2 . (قطعه 5/25).
3 . (قطعه 5/55).          4 . (قطعه 2/29).            5 . (سانتورى 4 / قطعه 59).
6 . (3/63)                                            ۷ . (سانتورى 2 / قطعه 91)
8 . (سانتورى 2 / قطعه 95)                     9 . سانتورى 2 / قطعه 96
10 . (سانتورى 3 / قطعه 23)                   11 . (5/27)
12 . سانتورى 5 / قطعه 47                      13 . سانتورى 2 / قطعه 86
14 . نوسترآداموس، نامه به فرزند، ص274    15 . سانتورى 3 / قطعه 27
16 . سانتورى 10 / قطعه 62                    17 . سانتورى 10، قطعه 31
 

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد



عروسک باربی -روح آمریکایی

عروسک باربي ـ روح آمريكايي/

پديده عروسك باربي                                          

 در روش هاي تعليم و تربيت، مهمترين و كليدي ترين عامل، بحث «الگو سازي» است. هر سن و هر جنس، الگوي خاص خود را بر مي تابد. در اين ميان مهمترين سن، دوران كودكي است. تربيت دوران كودكي توام با بهره گيري از الگوهاي خاص و ويژه اين دوران است. طبيعي است كه الگوهاي دوران كودكي به طور عمده از مولفه هاي عاطفي به جاي گزاره هاي عقلاني بهره مي برند. لذا رمز و رازهاي موجود در خيال پردازي هاي كودكانه، جايگزين گزاره هاي واقع گرايانه در تربيت بزرگسالان مي شود. مبتني بر اين اصل، استفاده از نماد حيوانات به صورت فانتزي، در انتقال مفاهيم آموزشي و تربيتي به كودكان، همواره مد نظر بوده است. به گونه اي كه امروزه بيشترين حجم توليدات فرهنگي مربوط به كودكان در زمينه انيميشن، كتاب، داستان، و اسباب بازي، به استفاده از نمادگرايي از حيوانات محدود مي شود.
 در اين ميان دختر بچه ها انحصارا به عروسك علاقه مند هستند. اين علاقه نشات گرفته از عاطفه ويژه دختر بچه ها و همچنين به دليل قدرت برتر عروسك در ايجاد حس همزات پنداري و تفاهم خيالي با كودك است.
 عروسك، بالاترين نقش تربيتي را به ويژه در شكل دهي و پايه ريزي شخصيت دختران دارد. دختر بچه ها، زنان آينده هر ملت هستند و براي انحطاط هر ملت بايستي دختران و زنان آن ملت را منحط تربيت كرد؛ همانگونه كه براي اعتلاي هر ملت، بايستي دختران و زنان آن ملت را متعالي تربيت كرد. از اين منظر، نقش عروسك در تهاجم فرهنگي نقش بسيار برجسته است. 

 كمپاني «متل»

  كمپاني متل در سال 1945،  توسط زوج «هندلر» و «مت» در ايالت كاليفرنياي جنوبي آمريكا تاسيس شد. اين شركت، ابتدا قاب عكس توليد مي كرد و سپس به ساخت مبلمان خانه، و در نهايت به توليد اسباب بازي روي آورد.

متل و «ميكي ماوس»                                        

 كمپاني متل در 1955،  براي تبليغ اسباب بازي ها در نمايش هاي تلويزيوني با كلوپ ميكي ماوس به همكاري پرداخت كه موجب دگرگوني ساختاري در تجارت اسباب بازي شد.

                                       

جهت گيري در عروسك سازي

 در سال 1959،  به دليل علاقه دختر «هندلر» به عروسك هاي كاغذي،  اين شركت طرح ساخت عروسك را دنبال كرد كه منجر به عقد قرارداد براي دريافت امتياز عروسك آلماني «لي لي» شد.

عروسك «لي لي»                                      

 عروسك «لي لي»، در واقع بر گرفته از شخصيت و اندام و چهره يك زن خيابان گرد آلماني به همين نام بود. عروسك آلماني «لي لي» به عنوان يك قطعه كلكسيوني فقط به بزرگسالان به ويژه به كلكسيونرهاي اسباب بازي فروخته مي شد.

تغيير نژاد

 كمپاني «متل»، امتياز عروسك «لي لي» را از آلمان خريد، و پس از تغييراتي، صورت بندي نژادي آن را به نژاد «آنگلوساكسون» همانند كرد و به توليد انبوه آن در آمريكا اقدام نمود.

تولد باربي

 اين عروسك تغيير نژاد يافته ( به نژاد آمريكايي ـ انگليسي آنگوساكسون) باربي لقب گرفت. باربي، اسم خلاصه شده باربارا، دختر كوچك رئيس كمپاني متل يعني آقاي هندلر بود. باربي به زودي در صف اول اسباب بازي دختران در غرب قرار گرفت. در سال 1959 هر عروسك باربي به قيمت سه دلار فروخته مي شد؛ اما اكنون هر عروسك باربي اصل ساخت كمپاني متل 4500 دلار قيمت دارد.

از طراحي موشك ضد هوايي تا طراحي عروسك باربي

 طراح تغييرات «باربي» در آمريكا در كمپاني «متل»، «جك رايان» است. وي قبل از آن در پنتاگون (وزارت جنگ آمريكا) طراح موشك هاي اسپارو و هاوك بود. شركت متل او را بخاطر تخصص و استعدادش در شناخت فرم هيكل زنان استخدام كرد.

تولد كن ( دوست پسر باربي)                                           

 در سال 1961،  كمپاني« متل» عروسك «كن» را توليد كرد. اين عروسك پسري بود با لباس هاي شيك و موهاي قهوه اي با نامي بر گرفته از نام پسر آقاي هندلر(رئيس كمپاني متل). به اين ترتيب عروسك باربي صاحب يك دوست پسر شد.
 بعدها در سال 1963، عروسك «ميچ» و در سال 1965، عروسك اسكيپر به جمع «كن» و« باربي» پيوستند.

دوستان زرد و سياه باربي                                        

 در سال 1968، كمپاني «متل» براي اينكه به باربي يك شخصيت تربيتي جهاني ببخشد، اقدام به ساخت و فروش عروسك هاي سياه و زردي نمود كه هيكل و اندام آنها كاملا همانند اندام باربي، ولي رنگ پوست و چهره آنها متفاوت است. عروسك دو رگه آفريقايي ـ آمريكايي براي كودكان سياه پوست در آمريكا و آفريقا كه به باربي سياهان معروف شد، با نام «كريستين» توسط كمپاني «متل» به بازار آمد. اين همه مسئله نبود؛ بازار بيش از يك ميلياردي زرد پوستان در آسيا و همچنين تربيت غربي دختران آنان، ضرورت نگاه فرهنگ غربي به آن عرصه را جدي ساخت. در سال 1990، «كي يرا» باربي ژاپني ها و چيني ها را ساخته و روانه بازار كرد. در كنار اين دوست زرد پوست باربي، دو سال قبل از آن (1988) ترزاي آمريكاي لاتين به جمع دوستان باربي پيوسته بود.

كمپاني متل و هري پاتر

 در سال 2000، كمپاني «متل» امتياز مجموعه بازي ها و فعاليت هاي سرگرم كننده پيرامون داستانهاي «هري پاتر» شامل: عروسك هاـ پازل هاـ خودروهاـ بازي هاي كامپيوتري ـ و فيلم هاي مربوط را ( با همكاري كمپاني سينمايي وارنر) خريداري نمود.

فيلم هاي باربي

 در سال 2001 عروسك «باربي» در اولين فيلم كامپيوتري خود به نام باربي در فندق شكن ظاهر شد. از آن پس تاكنون، تعداد قابل توجهي فيلم كامپيوتري، انيميشن، فيلم سينمايي، و مستهجن سكس در مورد باربي توليد شده است.

دوباره سازي باربي

 در طي ساليان گذشته، باربي بيش از 500 بار در نقش ها و شخصيت هاي متفاوت عرضه شده است از آن جمله: پرستار، افسر پليس، آموزگار، پزشك، دندانپزشك، دامپزشك، خواننده موسيقي راك، ژيمناست، كارآگاه، افسر نيروي دريايي، افسر خلبان،  مهماندار هواپيما، دزد، گدا و… كه اين شخصيت پردازي ها، براي كاركردهاي تربيتي اين عروسك است.

باربي و سياست                                               

 در طول 40 سال گذشته عروسك باربي فعال در عرصه سياست آمريكا بوده است. در طول انتخابات ايالتي و ملتي، باربي بسيار فعال است. در طول جنگ ويتنام، گرانادا، پاناما و در انتهاي جنگ سرد، باربي نقشهاي متفاوتي ايفا كرد.
 در طول جنگ عراق و آمريكا در سال 1990، عروسك باربي با پوشش يونيفورم نظامي آمريكايي به تهييج افكار عمومي مردم آمريكا پرداخت. پس از واقعه 11 سپتامبر نيز باربي با پوشيدن يونيفورم نيروهاي نظامي ضد تروريست، با ايفاي نقش جديد خود به تهييج افكار عمومي پرداخت. تيتر آگهي هاي تبليغاتي باربي، براي نبرد ضد تروريسم اين بود: باربي ـ روح آمريكايي.

باربي و تعليم و تربيت

 خانم «روت هندلر» همسر رئيس كمپاني متل دريافته بود همچنان كه فرزندش باربارا رشد مي كند، به شخصيت سازي و تقليد از بزرگسالان در رفتار با عروسكهاي كاغذي مي پردازد، بنابراين طرح ايده ابداع عروسك واقعي (سه بعدي) به ذهن او خطور كرد.
 پس از ساخت باربي، تصميم بر اين شد تا مدل هاي گوناگوني از لباسها در اختيار كودكان قرار گيرد تا آنان بتوانند شخصيت دلخواه خود را در مدل هاي مختلف به باربي ببخشند. به مرور زمان باربي كاركرد مهمي يافت؛ باربي به دختران آموزش مي داد كه جامعه مدرن از آنها به عنوان يك زن چه انتظاري دارد.
 كمر باريك و اندام كشيده باربي باعث شده است تا دختران نوجوان در غرب و ساير كشورها براي اينكه اندامشان شبيه باربي شود يا از الگوي باربي خيلي فاصله نداشته باشد، از خوردن غذا به اندازه كافي در سن رشد خود پرهيز كنند. لذا آمار حيرت آور سازمانهاي بهداشتي غرب از سوء تغذيه دختران غربي خبر مي دهد.
 چون مطرح مي شد كه تركيب اندام باربي هيچگاه به هم نخواهد خورد، لذا در تربيت دختران براي اينكه در سنين بزرگسالي هيچگاه آبستن نشوند، در حفظ تناسب اندام آنان بسيار موثر بود. در دهه 90 ميلادي به دليل كاهش نرخ توليد مثل در غرب به ويژه در آمريكا، باربي براي تربيت دختران در آن زمينه وارد صحنه شد و در 1955 اين عروسك با يك جنين در شكم خود، به بازار عرضه شد تا دختران نوجوان با وضع حمل باربي به دست خود، اشتياق مادر شدن بيابند. امروزه اسكيپر كه خواهر كوچك باربي محسوب مي شود، بخشي از پاسخ به درخواست سياست گذاران فرهنگي براي بچه دار بودن باربي است.
 نگاهي به تحول لباسها و شخصيت باربي، بيانگر آن تحول اجتماعي است كه باربي در آن آفريده شده است. امروزه عروسك بزرگ باربي در هيكل يك دختر جوان حقيقي، براي مقاصد مستهجن در فروشگاه هاي غربي خريد و فروش مي شود. تعداد زيادي از هنرپيشه ها و خوانندگان زن غربي با صرف هزينه هاي زياد اندام و چهره خود را همچون باربي مي سازند تا مورد توجه عموم واقع شوند. امروزه باربي بر روي تمام وسايل مورد استفاده كودكان و نوجوانان اعم از لوازم التحرير، لوازم بهداشتي و آرايشي، پوشاك، اسباب بازي، لوازم تزئيني و… حك شده است و حتي خوردني هاي فانتزي كودكان مانند آدامس و شكلات نيز از حضور باربي بي نصيب نيستند. چه اينكه دخترها در سراسر جهان بايستي حضور مدل و الگوي غربي خود( باربي) را همواره در پيرامون خود حس كنند. مادران غربي مي پرسند؛ چرا دختران ما زودتر از آنچه كه بايد بالغ مي شوند؟ دليل اين بلوغ زودرس جنسي دختران ما در چيست؟

استراتژي فرهنگي آمريكا و باربي                                            

 از آنجا كه بيان دكترين فرهنگي آمريكا بر اومانيسم (بشر مداري به جاي خدا محوري)، ليبراليسم(اباحي گر)، سكولاريسم( عرفي انديشي و دنيا گرايي) و هدونيسم (لذت محوري) است، طبيعي است كه سياستمداران و استراتژيست هاي فرهنگي آمريكا تلاش نمايند تا از طريق شيوه و راهكارهاي مختلف، بنيان فرهنگي خود را تقويت، و آن را در آمريكا و در سراسر جهان بسط و تسري دهند. يكي از اين شيوه ها، تربيت دختران آمريكا و سراسر جهان با گزاره هاي فرهنگ آمريكايي است. لذا به عنوان بهترين و كارآمدترين راه، اگر دختران ساير ملت ها با «ارزش» هاي آمريكايي تربيت شوند، اين دختران، نقش همسران و مادران را در جوامع خودشان عهده دار مي شوند، لذا مبتني بر ارزش هاي آمريكايي، جامعه شان را اداره مي كنند و اين مهمترين كاركرد تهاجمي يك فرهنگ مهاجم است كه شهروندان، ديگر ممالك را با ارزش هاي خود بپرورانند.
 اينگونه است كه باربي در استراتژي فرهنگي آمريكا واجد بالاترين تأثيرها و ارزش گذاري هاست. و در عرصه پدافند در برابر تهاجم فرهنگي عروسك باربي، مهمترين اقدام در گام نخست تبيين مخاطرات تربيتي و فرهنگي اين عروسك است. لذا هشدار بصيرت بخش در صدر اين اقدامات است.

مكانيزم تربيتي عروسك باربي                                      

 عروسك باربي بر خلاف ساير عروسكها تداعي كننده بچه نبوده و داراي چهره بچه گانه نمي باشد، بلكه يك زن بيست ساله آمريكايي با تمام مشخصات اندامي آن است كه با دقت فراوان طراحي و ساخته مي شود و با حضور تصاويرش در اكثر مايحتاج و ملزومات ضروري كودكان و نوجوان از قبيل لوازم التحرير، كيف، كفش، شكلات ها، ظروف، البسه، ساعت، وسايل شخصي و… كه به بيش از دهها هزار مورد موجود در بازار حتي بازار داخلي مي رسد، ملكه ذهني كودكان و نوجوانان گرديده و خود را به آنان تحميل و موجب خريد عروسك مي گردد. خريداران باربي با خريد يك عروسك كارشان تمام نشده و مجبورند تمام وسايل مكمل آن را از قبيل لباس خواب، وسايل حمام، مايوي شنا، لباس مهيماني، وسايل آرايش و… را كه همه ساله در چندين نوبت نيز تغيير مد داده، بازسازي و توليد مي شوند را تهيه و همواره آن را به روز نمايند. بديهي است مدل لباس باربي و تمام آنچه كه تحت عنوان متعلقات عروسك عرضه مي شود، مدل لباس و ساير وسايل مورد نياز دختران و زنان قرار گرفته و بدين صورت دختران مأنوس با اين عروسك با سليقه باربي ( يا به قول دقيقتر با سليقه و خواست يك زن آمريكايي) بزرگ شده و در زماني كه به سن انتخاب مي رسند، دقيقاً داراي سليقه اي همانند باربي (يا يك زن آمريكايي) مي باشند. بنابراين هر آنچه در تمدن غرب براي انحطاط بشر توليد و عرضه مي شود، قبلاً ذائقه و احساس نياز به آن را با هزينه مصرف كنندگان به وجود آورده اند پديده «باربي بيس» يكي از نمودهاي عيني در داخل كشور است كه متخصصان تربيتي و تغذيه داخلي با نگراني فراوان از طريق رسانه هاي جمعي در جستجوي راه حلي براي آن و اطلاع رساني به خانواده هاي ايراني براي پيشگيري و جلوگيري از گسترش آن هستند؛ در شرايطي كه در صفحه نيازمندي هاي روزنامه هاي صبح و عصر آگهي هاي بسيار فريبنده اي با عبارات اغفال كننداي دختران اين مرز و بوم را با وعده و وعيد فراوان به باربي شدن دعوت مي نمايند.
 نبايد فراموش كرد كه تا اين لحظه، هيچ كشور و ملتي نتوانسته است در برابر باربي، رقيبي ماندگار و جدي بتراشد و در اين عرصه كاملاً شكست نخورده باشد كه از جمله «عروسك سندي» در انگليس مي باشد.                                         

                                                                   
 باشد كه عروسك هاي ملي “سارا“ و “دارا“ كه از نژاد آريايي و داراي فرهنگي ايراني ـ اسلامي مي باشند، بتواند خلا مزبور را پر نموده و در رقابتي سنگين و نفس گير، باربي را در رزمگاه تربيتي دختران جهان اسلام با شكست روبرو سازد.

نویسنده : استاد حسن عباسی،منابع : جنبش فداييان اسلام و باشگاه اندیشه و موعود آخرالزمان

سامی یوسف

 سامي يوسف 

 سامی یوسف (sami yusuf) در ماه جولای ۱۹۸۰ از خانواده ای ایرانی آذری الاصل در شهر تهران به دنیا آمد.

خانواده سامي يوسف 3 سال پس از تولد وي وبلاگ فارسي سامي يوسف | زندگينامهبه انگلستان رفت و در آنجا نوجوانی و جوانی اش را سپری کرد. او که از كودكي به موسیقی علاقه داشت و اولين ملودي خود را در سن 6 سالگي ساخت و  برخي از سازهاي موسيقي را از طريق پدرش كه موسيقيدان و شاعر ماهر و به نامي مي باشد فرا گرفت. در ۱۸ سالگی به مدرسه موسیقی لندن Royal Academi of Music رفت و در آنجا با تحصیلات آکادمیک موسیقی آشنا شد.

او تا کنون ۲ آلبوم  به نامهای : ( المعلم ) و (امت من ) را روانه بازار کرده كه المعلم را در سال 2003 و امت من در سال 2005 منتشر شد.

اولین کنسرت موسیقی اش را در مصر برپاکرد که بعد از استقبال وسیع از آن برنامه به کشورهای زیادی از جمله آلمان ترکیه هند و... برای اجرای برنامه دعوت شده ...

 

او تا به حال با آمیختن موسیقی اصیل شرقی با نواهای کلاسیک غربی و اشعاری که اکثرا در وصف پیامبر اسلام و دین اسلام است مخاطبین بسیاری را جذب کرده . از ویژگی های دیگر کار های او این است که او آثارش را  به زبان هاي مختلف اجرا مي كند. فارسي، عربي، انگليسي، تركي، هندي و اردو از جمله زبانهايي است كه در آلبوم هايش به كار برده است.

بيوگرافي كامل تر

 آموزش موسيقي را از سن کم توسط پدر ـ که موسيقيدان، نوازنده و شاعري مشهور بود ـ آغاز نمود و پس ازتسلط بر چند ساز، موسيقي را به صورت آکادميک ابتدا در دانشگاه منچستر و سپس در معتبرترين مؤسسات موسيقي لندن و پس از دريافت بورس تحصيلي در 18 سالگي تحت نظر مشهورترين موسيقيدان‌هاي «مدرسه سلطنتي موسيقي لندن» فرا گرفته است. گرچه سامي از سه سالگي در لندن بزرگ شده اما ريشه‌‌هاي شرقي‌اش (او در يک خانواده ايراني آذربايجاني الاصل  به دنيا آمده است) در ساخت ملودي‌ها، آهنگ‌ها و نماهنگ‌‌هايش کاملاً مؤثر بوده است. هوش سرشار سامي و فهم عميق او در تئوري موسيقي و نوازندگي، زمينه‌اي شد تا بتواند فرهنگ‌‌هاي مختلف موسيقي كلاسيك غربي تا موسيقي مقامي خاورميانه اعم از عربي و ايراني و صوفي)، تركي، آواز‌هاي فارسي، آذري، هندي و پاكستاني و حتي ملودي‌‌هاي افغاني را ياد بگيرد.

اين جوان 26 ساله انگليسي، در 23 سالگي (2003) آلبوم اول زيبايش، «المعلم» را به بازار‌هاي جهاني عرضه كرد که شکلي مدرن‌تر و بسيار جذاب تر از همان تواشيح خودمان است به زبان‌‌هاي انگليسي و عربي. اهل فن مي‌گويند که اين آلبوم، انقلابي در اناشيد انگليسي بوده است. بعد از كت استيونس (يوسف اسلام)، خواننده مسلمان بريتانيايي، حالا نوبت به سامي يوسف رسيده است كه آواز‌‌هاي اسلامي‌اش به صدر جدول فروش آلبوم‌‌هاي اروپا و آمريكا برسد؛ فراموش نکنيد که موسيقي پاپ در اين کشور‌ها براي خودش بروبيايي دارد. بسياري به محض اينكه صداي مسحورکننده‌اش را شنيدند به خريدن آلبوم‌‌هايش روي آوردند تا جايي كه تعداد فروش آن در روز اول به طور متوسط به 40 نسخه در هر فروشگاه رسيد. يكي از معتبرترين روزنامه‌‌هاي اروپا در خصوص آلبوم او نوشته است «آثار اين هنرمند به قدري زيباست كه قلب‌‌ها را تسخير مي‌كند». در كشور‌هاي عربي البته استقبال نسبتاً بيشتري نسبت به آلبوم سامي يوسف شد. درست همزمان با حلول ماه مبارك رمضان در يكي از كشور‌هاي عربي تعداد فروش متوسط آلبوم وي در هر فروشگاه به۷۵۰ نسخه رسيد. سامي توانست در مدت يك سال تحول عظيمي در عالم موسيقي و سرود ديني ايجاد كند. اولين آلبومش جزو پرفروش‌ترين‌‌هاي خاورميانه و اروپا شد. نماهنگ «المعلم» به مدت 21 هفته در مصر و 12 هفته در ترکيه در صدر جدول آلبوم‌‌هاي پر فروش بوده است.  

www.samiyusuf.ir     

       در سال 2005 آلبوم عالي‌اش «امت من» را، در ميان استقبال بي نظير مردم، با مضاميني و اشعاري قوي و غالباً اجتماعي، آرمان‌گرايانه، معترض و عدالت‌خواهانه منتشر نمود. همين ويژگي است که سامي يوسف را از بسياري از خواننده‌‌هاي مسلمان جهان ـ که متأسفانه تنها از اسلام يک دين سکولار شبهه مسيحي (مسيحيت تحريف شده منظور است) و نعوذ با… خدا و پيامبر را يک چهره ليبرال معرفي مي‌کنند ـ متمايز مي‌کند. اگر به نام آلبوم آخر ـ که آهنگ آغازينش در ابتدا ذکر شده بود

 سامی یوسف تاکنون بیش از ۳۰ کشور در دنیا کنسرت موسیقی برگزار کرده است . از استانبول ترکیه تا کازابلانکای مراکش از ایالات متحده امریکا تا آلمان و بزرگترین کنسرت وی در فشن ترکیه بود که بیش از 200000  نفر شرکت کرده بودند.  سامی یوسف اواخر سال ۲۰۰۷ نیز کنسرتی را برای حمایت از مردم مظلوم و ستمدیده دارفور منطقه ای جنگ زده در سودان برگزار کرد، این کنسرت در ورزشگاه تاریخی ویمبلی لندن برگزار شد که بیش از ۲ ملیون یورو برای مردمان دارفور جمع آوری شد.

مجله ایندیپندت لقب "Sami Yusuf is the biggest name in Muslim Music - anywhere" ، (بزرگترین نام موسیقی در هر جای جهان اسلام )  و مجله تایمز لقب "Islam's biggest Rock Star" (بزرگترین ستاره موسیقی اسلام )را به سامی یوسف دادند.  

سامی یوسف سال ۲۰۰۷ از موسسه اوکنینگ به علت خیانتی که به او کردند جدا شد و هم اکنون با موسسه etm اینترنشنال به فعالیت های خود ادامه می دهد. سامی یوسف بزودی آلبوم سوم خود را با نامی متفاوت به بازار عرضه می کند. وی موسسه موسیقی شخصی خود را به نام ” اندنته رکورد” بزودی افتتاح می کند.

 فلسطين جاويدان :: ترانه اي جديد از سامي يوسف ..تقديم به كودكان غزه

***************************

سامی یوسف برای حمایت از مردم مظلوم فلسطین ترانه ای به نام " فلسطین جاويدان :: Forever Palestine " را منتشر کرد.

اين ترانه از آلبوم جديد سامي يوسف " بدون تو " مي باشد كه در هفته هاي آينده و بزودي منتشر خواهد شد.

متن شعر ، آهنگ سازي و ملودي از سامي يوسف.

 

" بیایید برای کودکان غزه گریه کنیم"

"Let's cry for childrean og GAZA"

Forever Palestine

" فلسطين جاويدان "

Mother don’t cry for me I am doing what i must
God almighty is my witness and trust
Palestine, Forever Palestine

مادر برای من گریه نکن دارم کاری که باید بکنم را انجام میدهم

خداوند بزرگی که به او اطمینان دارم شاهد هست

فلسطين ، جاويدان ، فلسطين

  

Children being killed for throwing stones in the sky
They say to their parents don’t worry, God is on our side
Palestine, Forever Palestine

كودكان کشته میشوند برای پرتاب کردن سنگ به آسمان

به مادر و پدرانشنان میگویند " نگران نباشید. خداوند با ماست"

Mother don’t worry when they come for us at night
Surely they’ll be sorry when God puts them right
Tell me why they’re doing what was done to them
Don’t they know that God is with the oppressed and needy
Perished were the nations that ruled through tyranny
Palestine, Forever Palestine

مادر ، نگران نباش وقتي كه آنها براي (کشتن) ما در شب مي آيند

یقینا. متاسف میشوند وقتی خداوند حکم آنها را می دهد

به من بگو چرا آنها اینگونه عمل می کنند !!

به من بگویید چرا ظلمی را تکرار میکنند که خود آنها هم تجربه كرده اند

نابود شده اند ملت هایی که با ظلم حکومت می کردند

( الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم . رسول اعظم (ص) )

فلسطين جاويدان ، فلسطين

Children of Palestine are fighting for their lives
They say to their parents we know that Palestine is our right
They to say to their parents we’ll fight for what is right
They say not to worry God is on our side
They say we’ll die for Palestine
Palestine, Forever Palestine

فرزندان فلسطین برای جانشان می جگند

و به پدران و مادران خود مي گويند ما مي دانيم كه فلسطين حق ماست

آنها به بزرگترهاي خود مي گويند ما براي انچه كه حقيقت و راستي است مي جنگيم

نگران نباشيد ، خدا با ماست

آنها مي گويند كه ما براي فلسطين مي ميريم

آه ، فلسطين جاويدان ، فلسطين

دانلود مستقيم

دانلود غير مستقيم

                                                                                       "سایت فارسی سامی یوسف"
             
                                

        تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


                        

سلام بر امیر ملک توس

                                                

                                    

  چشمان آهوی نگران ازدوردستها به راه نگاه شما ودست های نگران٬ حلقه بر پنجره فولاد ٬بسته به سخاوت دستان شماست....

  رضای دل شیعه ٬امیر ملک ایران٬شاه پرآوازه توس...   

                                        تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

دکتریوسف اسلام

                                        
پادشاه سابق موسیقی راک از تشرفش به اسلام می گوید
 
"کت استیونس" به عنوان یکی از خوانندگان مطرح پاپ و راک اند رول دهه 70 در جهان شناخته می شد تا اینکه وی در سال 1997 به اسلام گروید و نام خود را به یوسف اسلام تغییر داد و حالا یکی از چهره هایی است که برای دین مبین اسلام تبلیغ می کند.

وی پس از روی آوردن به اسلام ،از موسیقی غربی کناره گرفت و به سرودن شعر پرداخت،اشعاری که از کلمه های عربی نیز در آن استفاده می کرد.اما در مورد یوسف اسلام،اخبار و روایات گوناگونی خصوصا در مورد نحوه تحولش و گرایشش به اسلام منتشر شده،اما شاید این روایت از زبان خودش جذابتر و دارای حال و هوای دیگری باشد:

یوسف اسلام می گوید:یک زندگی شاد در اوج به من چشمک می زد.به الکل وابسته شده بودم و کنترل همه چیز را از دست داده بودم.شب بیداری ،مشروب خواری و سیگار همه زندگی من بودو در کمتر از یکسال ،خودم را در بیمارستان یافتم!دنیای موسیقی از کنار من رد می شد و من آنجا می ماندم تا فکر کنم:"چه اتفاقی افتاد؟"خیلی زود با واقعیت نزدیک بودن مرگم روبه رو شدم و در حالی که روی تخت دراز کشیده بودم،سئوالات مهمی به ذهنم می آمد.مرحله مهمی از زندگی من بود.یک نفر یک کتاب بودا به من داد و این سر آغاز جست و جوی من برای رسیدن به معنای وجود و هدف ما بود.
                                                         
یک اتفاق عجیب:                                    
یکی از عجیبترین اتفاقات زندگی من در یکی از سواحل لس آنجلس اتفاق افتاد.در خانه یکی از دوستانم بودم که تصمیم گرفتم در اقیانوس شنا کنم.
کسی به من نگفته بود آن زمان یکی از خطرناکترین زمان های شنا کردن در اقیانوس بود.من هم از خلوت بودن ساحل در آن زمان به نتیجه نرسیدم و رفتم.
وقتی تصمیم به برگشتن گرفتم متوجه شدم هر چه سعی می کنم فقط از ساحل دور می شوم.هیچ توانی در تنم نمانده بود.پس از چند دقیقه حس کردم این پایان کار من است و بدون هیچ امیدی فریاد زدم :خدایا ،"اگر مرا نجات دهی کاری برایت می کنم"در آن زمان موجی از پشت سر ،مرا تا ساحل برد.چند دقیقه بعد سالم و زنده در ساحل بودم!

اتفاق عجیبتر:
اتفاق عجیبتر با سفر برادرم به بیت المقدس روی داد.او به مسجدالاقصی رفت و وقتی برگشت،کنفرانسی درباره اسلام در لندن در حال بر پایی بود.او قرآنی به من نشان دادو گفت:"این،کتاب مقدس مسلمانان است".
هر چه بیشتر قرآن را می خواندم،بیشتر مرا جذب می کرد و بیشتر در آن فرو می رفتم. در قرآن،از همه پیامبران نامبرده شده بود و همه انسانها اعضای یک خانواده به شمار می روند.

و در نهایت:
در یک جمعه زمستانی در سال 1997،قدم عجیبی برداشتم؛به یکی از مساجد لندن رفتم تا شهادتین بگویم.بدون حضور سبزی درختان،گنبد طلایی آن مسجد دیده می شد و همه آن چیزهایی را که تا آنروز ندیده بودم،می دیدم.
                                                                            
برخورد تبعیض آمیز با وی:                              
كت‌ استيونس‌ كه‌ سال‌ها پيش‌ به‌ خاطرمحبوبيت‌ زيادش‌ از ترس‌ هواداران‌ جرات‌نداشت‌ روزها از خانه‌ بيرون‌ برود، ولی پس از مدتی مورد اتهام قرار گرفت؛ آن‌ هم‌ به‌ اين‌ خاطر كه‌ مسلمان‌شده‌ بود‌.

داستان‌ از اين‌ جا شروع‌ شد كه‌ چند سال پیش او براي‌ اجراي‌ كنسرت‌ در واشنگتن‌، لندن‌ را به‌ قصدآمريكا ترك‌ كرد. در ميانه‌ راه‌، كاپيتان‌ آمريكايي‌هواپيما به‌ برج‌ مراقبت‌ خبر داد كه‌ يوسف‌ اسلام‌در هواپيماست‌. از اين‌ رو سازمان‌ «سيا» سريعادستور داد كه‌ هواپيما به‌ محض‌ ورود به‌ خاك‌آمريكا در اولين‌ فرودگاه‌ اين‌ كشور MAY به‌ زمين‌بنشيند، تا يوسف‌ را دستگير كنند.

عکس العمل "جک استراو" وزیر سابق امور خارجه بریتانیا:

استراو به‌ ناچار وقتي‌ متوجه‌ شد كه‌ دولت‌آمريكا استيونس‌ را در اولين‌ فرودگاه‌ اين‌ شهربازداشت‌ كرد، به‌ ناچار سياست‌هاي‌ دولت‌ آمريكارا مورد سرزنش‌ قرار داد.

اتهام همکاری با القاعده:

در 29 سپتامبر 2004كالين‌ پاول‌ وزير امورخارجه‌ آمريكا اعلام‌ كرد كه‌"كت‌ استيونس"‌ با گروه‌هاي‌ تروريستي‌ ضدآمريكايي‌ همكاري‌ دارد و علت‌ ديپورت‌ وي‌ ازآمريكا نيز همين‌ امر اعلام‌ شد.
پاول‌، يوسف‌ اسلام‌ را متهم‌ به‌ داشتن‌ ارتباط با«طارق‌ رمضان‌» فعال‌ مسلمان‌ كه‌ او هم‌ يك‌ ماه‌پيش‌ از آمريكا ديپورت‌ شده‌ بود، كرد. كالين‌ پاول‌گفت‌: «كه‌ ما حق‌ داريم‌ از ورود آدم‌هاي‌تروريست‌ به‌ خاك‌ كشورمان‌ جلوگيري‌ كنيم‌. مابايد از سالم‌ بودن‌ اين‌ افراد مطمئن‌ شويم‌».

در اين‌ حال‌ برخي‌ منابع‌ آمريكايي‌ اعلام‌كردند كه‌ علت‌ ديپورت‌ شدن‌ يوسف‌ اسلام‌ تشابه‌ اسمي‌اش‌ با يك‌ شخص‌ داراي‌ پرونده‌ در FBIمبني‌ برفعاليت‌هاي‌ تروريستي‌ است‌.
اما به‌ هرحال‌، بسياري‌ معتقدند كه‌ مسلمان‌ بودن‌ اين‌خواننده‌ علت‌ اصلي‌ خصومت‌ مقامات‌ آمريكايي‌با وي‌ بوده‌ است‌." يوسف‌ اسلام"‌ سال‌هاست‌ كه‌براي‌ صلح‌ جهاني‌ فعاليت‌ مي‌كند و اين‌ فعاليت‌هااز چشم‌ هيچ‌كس‌ پوشيده‌ نيست‌.

دکتر یوسف اسلام هم اکنون در شهر دبی مشغول ساخت آلبومی قرآنی است که ترجمه آن را به زبان انگلیسی قرائت می کند.همچنین وی چندی پیش از تز دکتری خود دفاع کرد.

استفان ديمتري گئورگيو در 21 جولاي 1948 از پدري قبرسي و مادري سوئدي در لندن به دنيا آمد. وقتي هشت ساله بود پدر ومادرش از هم طلاق گرفتند و مادرش او را با خود به سوئد برد. در آنجا او به مدرسه هنر رفت.

استفان به تدريج ترانه هايي ساخت و در سال 1996 وقتي که 18 سال داشت اولين شاهکار خود به نام       “I Love My Dog” را منتشر کرد. او براي خود اسم کت استيونز Cat Stevens را انتخاب کرد زيرا يکبار دوستِ دخترش به او گفته بود که چشمهايش شبيه گربه است.

موفقيت او با آلبوم هاي “Matthew And Son” و “The First Cut Is the Deepest” ادامه يافت. در سال 1968 به بيماري سل مبتلا شد و حدود يک سال دوران نقاهت را پشت سر گذراند. پس از آن زندگي حرفه اي خود را از نو با آلبوم هاي “Tea For The Tillerman” و “Teaser And The Firecat” آغاز کرد که باعث شهرت جهاني او شد.

يوسف در اين سال ها ترانه هايي با مضمون اسلام و صلح روانه بازار کرده است و چند کنسرت در کشورهاي مختلف اجرا کرده است. ازدواج کرده و صاحب پنج فرزند است. عضو جامعه مسلمين بريتانيا و رئيس چند مؤسسه خيريه است. او به خاطر فعاليت هاي ضد جنگ جوايز متعددي را از سازمان هاي بين المللي دريافت کرده است.

                                  

ما کوکاکولا نمی خوریم!

      پرونده‌ی سیاه کوکاکولا

                                                                          

 • کارشناسان تغذیه مصرف کوکاکولا را برای کودکان و نوجوانان را مضر می‌دانند.

 مصرف این گونه نوشیدنی‌ها، مانع از جذب کلسیم، منیزیم، ویتامین A و B می‌شود.

   • شرکت کوکاکولا از سال 1297 تا کنون از مواد اسیدی مضر برای تولید نوشابه استفاده می‌کند.

  • این شرکت، از سال 1362 از شهد قندی گیاهانی که دچار تغییرات ژنتیکی شده‌اند، استفاده

می‌کند.  این مساله، سبب بروز خطر ابتلا به دیابت و چاقی مفرط می‌شود.

 • بر اساس گزارش سال 1382 مرکز علم و محیط زیست که یک سازمان پژوهش علمی

غیردولتی هندی است، نوشابه‌های کوکاکولا و پپسی که در این کشور تولید می‌شوند،

 حاوی آفت‌کش‌ها و مواد سمی  چون د. د. ت هستند و حجم مواد سمی این نوشابه‌ها،

 سی‌برابر بیشتر از استانداردهای کشورهای اروپایی است. حتی محصولات این شرکت‌ها

در آمریکا نیز حاوی این مواد نیستند.

• پس از انتشار این گزارش، فروش شرکت کوکاکولا در آن سال، پانزده درصد کاهش یافت.

• سازمان غذا و داروی آمریکا، پس از بررسی‌های فراوان نوشابه‌های شرکت کوکاکولا در

سال 1385، از وجود ماده‌ی سرطان‌زای بنزن در آن‌ها خبر داد.

اگر بخواهیم خلاصه و بر اساس سال به کوکا کولا نگاه کنیم میتوانیم چنین بگوییم: (که البته

تعدادی در بالا گفته شد)از سال ١٩٦٦ کوکاکالا تبدیل به یکی از ثابت قدمترین پشتیبانان اسرائیل

شد.در سال ١٩٩٧ هیئت دولتی اقتصادی اسرائیل در مهمانی شامی به افتخار کوکاکولا بخاطر

 ٣٠ سال پشتیبانی بی وقفه خود از اسرائیل و عدم توجه به تحریم کشورهای عرب، قدردانی کرد.

در سال ۲٠٠١ اداره مرکزی کوکاکولا میزبان و حامی اصلی اتاق بازرگانی آمریکایی – اسرائیلی

شد.آشکار شده که کوکاکولا برنامه ای آموزشی برای کارگرانش بر پایه برخورد صهیونیسم- عرب

 ترتیب داده. محتویات این دوره توسط دولت اسرائیل و یک آژانس یهودی تهیه و تنظیم شده

است.در فوریه ۲٠٠۲، کوکاکولا در کاری گروهی با سازمان «دوستان اسرائیل» و

 National Hillel پشتیبانی از مقاله Lind Gradstein خبرنگار بدنام صهیونیسم را در

دانشگاه Minnesotaبه عهده گرفت.در جولای ۲٠٠۲، اخباری منتشر شد مبنی بر اینکه

 کوکاکولا در برابر دریافت 55میلیارد تومان معافیت مالیاتی، اقدام به ساخت کارخانه ای

 جدید در زمین های اشغال شده فلسطین (قیریات قط) کرد.در اکتبر ۲۰۰۵، کوکاکولا میزان

سرمایه گذاری خود را در اسرائیل افزاریش داد و ۵١ درصد ازسهام کارخانه شراب سازی

 Tavor را خرید.حال اگر به طرح های تبلیغاتی این شرکت که در زیر به چند مورد اشاره

شده است نگاه کنیم میفهمیم که چقدر بی تفاوت و نادانیم.کارخانه نوشابه سازی

 کوکاکولا طرح های تبلیغاتی گسترده ای را در راستای توهین به مسلمانان و

 حمایت از رژیم صهیونیستی منتشر کرده است.به گزارش خبرنگار سیاسی مهر،

این کارخانه نوشابه سازی در یکی از تصاویر تبلیغاتی خود با منقوش کردن نام

کوکاکولا بر روی گنبد مسجد الاقصی و جملاتی که در این طرح تبلیغاتی نوشته شده،

صریحا اعلام کرده است که <با خوردن این نوشابه آمریکایی شما جزو حامیان اسرائیل

به شمار می روید>.

                  حیات دشمن از جالت ماست

سایت رسمی کوکاکولا نیز در صفحه نخست خود تصویری از نقشه جهان را قرار داده است

که مخاطبان با کلیک بر روی هر نقطه از خاورمیانه با تنها کارخانه تولیدکننده این محصول

 در خاورمیانه یعنی رژیم صهیونیستی مواجه می شود که سایتی نیز به زبان عبری دارد.

در این زمینه و همچنین در راستای تحریم شرکتهای حامی رژیم صهیونیستی سایت

<شجره> که متعلق به مسلمانان انگلیس است، اطلاعات گسترده ای از سهم رژیم

 صهیونیستی در درآمد فروش این نوشابه منتشر کرده است.به گزارش مهر، چندی پیش

 نیز کوکا کولا طرحی توهین آمیزعلیه مسلمانان منتشر کرد که در آن مسلمانان را به

 ابزاری تبلیغاتی برای خود مبدل کرده است.

                                                                                                                                               

             حیات دشمن از جهالت ماست

تصویر فوق که نمایی از یک نمازجماعت با تن ‌پوشی از شرکت نوشابه ‌سازی آمریکایی است،

 باعث خشم مسلمانان در نقاط مختلف جهان شده و به حرکت گروه های غیر دولتی مسلمانان

 برای تحریماین کالای آمریکایی سرعت بخشیده است.خوب است بدانیم که پس از حمله اخیر

 رژیم صهیونیستی به لبنان و نوار غزه، مجمع مطالبه مردمی مشهد مقدس طی نامه ای

خطاب به مدیر شرکت نیسان شرق( خوشگوارمشهد)، کارخانه های پپسی و کوکا را نماد

گسترش فرهنگ آمریکایی دانسته و باتاکید بر محرز بودن وابستگی آنها به صهیونیستها و

گسترش بی حد و حصر این دو نوشابه در کشور، خواستار تعیین تکلیف آنها شد.تعدادی از

تشکل های مدنی و دانشجویی نیز پیگیر ارسال نامه ای برای مراجع و علما در زمینه تعیین

تکلیف این دو نوشابه و سایر کالاهای حامی رژیم صهیونیستی که در ایران به فروش

می رسد، هستند.همچنین معترضین به فروش کالاهای حامی رژیم صهیونیستی

خصوصا پپسی و کوکاکولا درایران به استفتائی از مقام معظم رهبری نیز استناد می کنند

 که بسیار قابل توجه است. آنان معتقدند که این پاسخ دیگر جای هیچ توجیهی برای فروش

 این محصولات درایران و سرزمین های اسلامی باقی نمی گذارد. در سئوال 263 کتاب

اجوبة الاستفتائات مقام معظم رهبری پرسیده شده که آیا برای مسلمانان خرید کالاهای

 اسرائیلی که در سرزمین اسلامی به فروش می رسند جایز است ؟ که حضرت آیت الله

 خامنه ای اینچنین پاسخ فرموده اند :

  < بر آحاد مسلمین واجب است که از خرید و استفاده از کالاهایی که سود تولید و فروش آنها

عاید صهیونیست ها که با اسلام و مسلمین در حال جنگ هستند، می شود، اجتناب کنند.>

چندی پیش روزنامه ایندیپندنت نیز از تحریم محصولات کوکاکولا در دانشگاه های انگلیس خبر

 داد که علت این مساله، استفاده بیش از اندازه این نوشابه از مواد تهدید کننده سلامت

 عنوان شد.

جالب اینکه کارخانه های تولید این نوشابه در تمام کشورهای اسلامی و حتی ایران!!!! با

    همین نام و تحت همین امتیاز در حال تولید محصولی صد در صد آمریکایی – صهیونیستی

          هستند و پول من و شمای مسلمان به جیب کسانی می رود که دشمنی دیرینه خود

  با دین و مذهب ما را کتمان نکرده و نمی کنند و بعد هم به ریش من و شما می خندند...

البته پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این نوشابه به همراه نوشابه پپسی که از دیگر

حامیان رسمی رژیم صهیونیستی محسوب می شوند، در ایران تولید و وارد نمی شدند

 اما طی چند سال گذشته این دو محصول وارد بازار کشورمان شدند و طی قراردادی

که با شرکت ساسان امضاء گردید،تولید نوشابه، تحت لیسانس کوکا و پپسی

 آغاز شد.                                                           

منبع:www.DWISRAEL.blogfa.com

ندبه های دلتنگی!

 

                                    

                      انتظارش انتظارم سیر کرد...!!

                            مولا!    

                         بیا امروز فردایی نمانده

                              برای عاشقان جایی نمانده!!

                 همه پس کوچه ها راگشته ام من           

                           نمی دانم!...دگرجایی نمانده!

     

                              تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

                                                 امیر دلتنگی های ما!

                     می دانیم این جمعه و جمعه های دیگر حرف است..

                         عشقت بکشد سه شنبه هم می آیی!!!

                                        

                                                               

 چشم ما روشن!خوش آمدی...

 

                                      آزادراه بیروت ـ تهران!

                                                 

 

قلب جوانان لبنان این روزها به عشق نام ایران تند تر از همیشه می تپد و گویا زمان باور لبنان به عنوان

"قلب تپنده ای در فراسوی مرزهای جغرافیایی برای ایران"رسیده است،..گذشته از تحولات سیاسی داخلی

که جای نقش وقدم دشمن معلوم الحال خارجی است و جوانان لبنان راچون روزهای برما گذشتهء حساس،

 با غیرت، بیدار و آرمان گرا بر پا نگهداشته است ،در عرصه جهانی چشم ها و دریچه دوربین های

 بسیاری همینک در لبنان به نیابت از سیاستمداران٬ به رصد این "پتک سنگین مشترک ایران و حزب الله"

 بر سر بوق و کرنای  همه دنیای سیاست غرب نشسته اند و شاید بتوان گفت اگر تا چندی پیش

 رئیس جمهور بی باک ایران در تمام مجامع با کلام مملو از دانش ٬بر فراگیری "گفتمان مترقی

دینی جمهوری اسلامی" در سطح دنیا البته با مستنداتی مشهود در سطح ملل مختلف و به ویژه

 فراگیری گفتمان ظلم ستیزی در سطح ملتها و دولتها ی حوزه آمریکای لاتین ، آفریقاو خاورمیانه

 و.. ، به تاسی از ملت ایران تاکید می کردند، اما حماسه این روزهای لبنان نقطه عطفی در

 پرونده جهان سیاست بود که علیرغم همه تلاشها برای کمرنگ کردن حضور رئیس جمهور ایران،

تمام رسانه ها بر  ترس عمیق سیاستمداران" رژیم مجعول" از نتایج این سفر صحه گذاشتند و

 بهت زده چاره ای جز تسلیم در برابر کادر دریچه دوربین های امین خود نداشتند....

 

                              

  

حدود یک ماه پیش هنگامی که از  یکی از دوستان که بانویی از مبارزان حزب الله در جنوب لبنان 

هستند و دیروز درجشن باشکوه ورزشگاه ضاحیه  هم حضور داشتند ٬ پرسیدم که نوع دید و نظر

مردم لبنان در باره ایران چگونه هست؟،..پاسخ ایشون بسیار برای من جالب و قابل تأمل بود ...

ایشون گفتن که "مردم در جنوب لبنان عاشقانه ایران را دوست دارند وبه محض اینکه اسرائیل 

کوچکترین تهدید حتی کلامی را نسبت به ایران داشته باشد٬سرتاسر جنوب لبنان اعم از زن و مرد

در حالت آماده باش قرار می گیرند"...ویا یه جایی مطلبی را با منبع یکی از خبرگزاریهای خارجی

 خوندم با عنوان"آزاد راه بیروت ـ تهران" ٬که نویسنده در این مقاله از گرایش عمیق فکری بانوان

 لبنان به نظام سیاسی ایران گفته بود و با بیان آمار به فروش بسیار بالای "چادر ایرانی"و عشق

بانوان لبنانی به این پوشش زیبای بانوان ایرانی اشاره کرده بود که بانوان لبنان برای نشان دادن

ارادت و هم فکری خود با نظام سیاسی  ایران این پوشش را انتخاب می کنند...و نهایتا با تعبیری

زیبا این نتیجه رو گرفته بود که "بانوان لبنان با پوشیدن چادر بانوی ایرانی در ذهن خود آزادراه

  تهران ـ بیروت را ترسیم می کنند".. 

 

                              

کوکاکولا!

                                      

                         کوکاکولا از نگاهی دیگر!

 

آب ضرورتی برای حیات بشر و مایه حیات کره زمین است و بدون آن حیات معنایی

 ندارد٬...فقدان دسترسی به آب آشامیدنی سالم ٬حقیقتی است که حدود۲۰٪ جمعیت

جهان یعنی ۲/۱ میلیارد نفر را گرفتار خود کرده و علاوه بر آن ٬مناطق رو به توسعه

جهان را نیز متاثر از خود ساخته است و ازین رو معمولا شانزدهم تا بیستم ماه مارس ٬

نشست جهانی آب با هدف بررسی بحران آب برگزارمی شود...سؤالی که مطرح 

می شود ٬آن است که چرا شرکت "کوکاکولا" از مهم ترین تامین کنندگان مالی و

حامیان این نشست است؟این شرکت که به عنوان یکی از مهم ترین مصرف کنندگان

 آب در عرصه جهانی شناخته می شود ٬با چنین حمایتی ٬می تواند اعتبار چنین

 نشستی را به خطر اندازد.شرکت "کوکاکولا" که بزرگترین تولید کننده نوشیدنی در

 دنیا محسوب می شود به اعتراف خودش ٬تنها در سال ۲۰۰۴ ۲۸۳٬میلیارد لیتر

آب مصرف کرده است.به عبارت دیگر میزان مصرف آب "کوکاکولا" برابر نیاز ۱۰

 روز آب آشامیدنی کل جهان است!در صورتی که ازین آب استفاده کنیم ٬می توانیم

 نیاز آب آشامیدنی ۲۰٪ از جمعیت جهان را که دسترسی به اب سالم ندارند ٬برای ۴۷

 روز تأمین کنیم!اما شرایط دردناک تر ان که این شرکت میزان بهره وری اش ازآب

 ۱به ۷/۲ است؛راستی چه بر سر ۷/۱ لیتر دیگر یعنی ۶۳٪ کل این میزان می آید؟!...

این آب صرف شستشوی بطری ها و تجهیزات این شرکت می شود.           

در دنیایی که از هر ۵ نفر ٬یک نفر دسترسی به آب سالم ندارد٬آیا موجه است که

 شرکتی تا این میزان آب را هدر دهد؟! امروزه رفتار این شرکت همانند محصولات

 آن مورد توجه بسیاری قرار دارد٬هم اکنون فراورده های این شرکت مشکلات

بسیاری برای سلامت جهانیان به ارمغان آورده است..در هیچ جای دنیا بی توجهی

 این شرکت به آب و جوامعی که بقا و دوامشان به ان وابسته است٬آشکارتر از

هند نیست٬دهها هزار نفر در سراسر هند به واسطه سوء استفاده شرکت

کوکاکولا از منابع آب با مشکلات جدی روبرو شده اند.در برخی از مناطق هند٬

شعبه های این شرکت روزانه یک میلیون لیتر آب مصرف می کنند که نتیجه آن

کاهش شدید منابع آب زیرزمینی و کمبود جدی ان برای دهها هزار نفر از ساکنان

 محلی است...نکته مهم دیگر ان که میزان بهره وری این شرکت از آب در هند یک

به چهار است ؛یعنی آنکه ۷۵٪ آب آشامیدنی مورد استفاده در روند فعالیت این

 شرکت به هدر می رود و به تبع رهاسازی آب به هدر رفته و غصب و آلوده

ساختن منابع آب و خاک کشاورزی در کشوری که ۷۰٪جمعیت آن متکی به

کشاورزی هستند ٬نیز به خودی خود سبب تخریب خاک و آلودگی آب مناطق

 هم می شود...سوء استفاده این شرکت در جامعه هند ٬با اعتراضات مناطق

 مختلف همراه شده است٬به طوریکه یکی از بزرگترین  شعب آن در پلاچیمادا

در ایالات کرالا٬در مارس ۲۰۰۴ و با تصمیم انجمن روستایی این ناحیه تعطیل شد.

به دنبال اعتراض رو به گسترده مردم بود که مقامات ایالات کرالا به دادگاه عالی

 هند شکایت برده و استدلال نمودند که امروزه این روستا ی فقیر به واسطه 

استفاده بیش از حد شرکت کوکاکولا از آب شرب با کمبود شدید آب روبرو

هستند،...استفاده از آبی که به تولید فراورده هایی می انجامد که تنها مردم

 مناطق دیگر توان خرید ان را دارند..به همین نحو در دیگر مناطق هند نیز

 شاهدیم که گروههای مختلف گرد هم آمده اند تا در برابر سوء استفاده

 شرکت کوکاکولا از منابع آب خود ایستادگی کنند.

در چنین شرایطی است که حمایت این سرکت از نشست جهانی آب مورد

تمسخر و استهزای جوامع محلی هندواقع شده است. به راستی چگونه

شرکتی با این پیشینه به پیشگام حمایت از نشستی برامد که هدف آن

حمایت از استفاده پایدار از آب می باشد؟بی شک چنین حمایتی را می توان

 حرکت حساب شده این شرکت برای انحراف توجه جامعه از رابطه این شرکت

با آب برشمرد.

                                                                *امیت سریوایتاوا(عضو مرکز منابع هند)

                                                                      منبع:www.commondreams.org                  

سلام بر آلاله های وطن!

                                  

                   

                          من ایستاده ام ...تا خورشید٬تا سربلندی لاله ها...

من همان کودک بازیگوش دیروزم٬که سنگ شیطنت هایش ٬شیشه های

 شکننده ماتم را در کوچه های تنگِ دوستی می شکست.

بهارهای کمی را به تجربه نشسته ام٬..اما ساقه های امید ٬از ستون های

 زندگی من بالا می روند٬...من دوست دارم به سبک صدای باد فریاد بزنم ٬...

من دوست دارم حصار جهل را پاره کنم٬شاهراه هدف را بشناسم و در بیراه

 غفلت چشم نچرخانم.

من یقینم را از دست نداده ام٬می خواهم تردیدهایم را به دور اندازم....

حنجره سکوت مال من نیست٬...می خواهم نردبان ترقی را با دستان

خودم بسازم و پله های پیشرفت را با گام های خودم طی کنم٬یاری ام کنید!

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
                 

     می خواهم یک کاسه نور بردارم و یک جرعه حقیقت سر کشم...

نمی خواهم از شتاب نسیم عقب بمانم...نمی خواهم بند محدودیت

 بر دستهایم ببینم٬بگذارید دلتنگی هایم را چکه چکه فرو ریزم٬غرورم

 را قطره قطره در لبخندهایتان ذوب کنم٬...بگذارید از چشمه معرفت

 بنوشم و تمام یأس ها و درماندگی هایم را به دور بریزم..!

بگذارید از تُنگ تَنگ محدودیت ٬به سوی اقیانوس تلاش و تکاپو و امید

 بشتابم٬بگذارید موجی شوم که گستاخ و مغرور ٬پیشانی عصیانش

را بر صخره های سخت پیکر ساحل می کوبد ...بگذارید پرواز شوم پر

 از احساس پرشور پرواز...می خواهم به پنجره های طبیعت سپرده شوم...

...باید به این نجابت شیرین تن دهم!

           ....باید جاری شوم در آب ها و اوج بگیرم در آسمان ها..

                شناسنامه من ثبت شده در خاک پر آلاله ایران و وجودم نیز...

                                                         

            

دعای کودک!

 

                                       

         

...هوا گرفته بود٬باران می بارید٬........

  کودکی آهسته گفت:"خدایا!گریه نکن٬درست میشه!

                 

                   تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

صداقت کودکان را دریابیم!

اواخر تابستان امسال که به اتفاق خانواده به مسافرت رفته بودیم ،بسیار گشتیم و دیدیم ٬ولی جدابترین خاطره ای که ازین سفر در ذهن من ماندگار شد ٬ماجرای توقف و استراحت ما در یکی از پارکهای شهر ساوه_جنب فرمانداری_بود٬....

در آخرین روزهای تابستان که اکثر خانواده ها در مسیر بازگشت ٬سفره ناهارشون رو تو این پارک پهن کرده بودن٬به دلیل بی احتیاطی یکی ازین خانواده ها ٬درخت کاج زیبایی آتش گرفت و دود غلیظ و زیادی بلند شد٬...همه مردان و جوونها با هر وسیله ای که دم دستشون بود از استخر وسط پارک برای خاموش کردن آتش ٬آب می آوردن ؛...خانمها هم طبق روال معمول از راه دور با تدبیر٬مدیریت و نظارت می کردند<البته با اندکی چاشنی استرس و...>

در اون فضای پر استرس و اضطراب٬پسر بچه ا ی تقریبا ۸-۹ ساله با قوطی بسیار کوچک آبخوری شخصی اش٬با احساس مسئولیت و غرور عجیبی بدون توجه به همه مردها و بزرگترهای دیگه از فاصله خیلی نزدیک سعی در خالی کردن آب قوطیش روی عمق آتش داشت و علیرغم داد و فریاد همه٬ که حضور این بچه مانع کار اونها هم شده بود٬ اون همچنان مقاومت می کرد...

در اون لحظات من هم جزء کسانی بودم که به شدت از دست اون پسربچه عصبانی شدم....دقایقی بعد از خاموش شدن آتش هم فقط به کار اون بچه می خندیدم....اما...

...اما حالا وقتی به یاد معصومیت و احساس مسئولیت صادقانه  اون بچه می افتم...٬کودکی که در روزهای کودکی٬ تنها قهرمان اصلی دنیای ذهنش فقط خودش هست٬ الان دیگه تنها ؛زیبایی دنیای اون پسر بچه است که مجذوبم می کنه!....دنیایی که اگر ما بزرگترها به قهرمانش اعتماد کنیم ٬به یقین در فردا روزی مردی بزرگ منش به دنیای ما بزرگترها هدیه میده... 

                               

بیائیم به حرمت صداقت های کودکانه٬ همه روزهامون رو روز جهانی کودک بنامیم و بدانیم!

                                          

                      

   

اعظم مساجد دنیا

 

اعظم مساجد دنیا   *به بهانه جمعه  چشم براهی دیگر*                                    

                                                                  

بعد از پیغمبر اکرم (ص)مردم فقط مدت کمی با امام علی و امام مجتبی(علیهم السلام)نماز جماعت خواندند و برای اقامه نماز با سایر ائمه توفیق حاصل نشد٬...

[بنابر روایات]حضرت مهدی (عج)پس از ظهور برای اقامه نماز روز جمعه به مسجد جامع کوفه تشریف می برند و نماز می خوانند٬...ثواب نماز به امامت آن حضرت با نماز به امامت پیامبر اکرم(ص)برابر است٬

...در جمعه دوم مردم می گویند مسجد گنجایش نمازگزاران را ندارد ٬حضرت به صحرا می روند و دستور خط کشی وبنای مسجد اکبر را می دهند٬مسجدی که دارای هزار درب باشد که اگر فرض کنیم این مسجد به شکل مربع ساخته شود و در هر ضلع ان ۲۵۰ درب باشد و عرض هر درب ۳متر و فاصله بین هر درب تا درب دیگر ۱۰ متر باشد ٬طول یک ضلع مسجد ۳۲۶۰ متر می شود ٬زیرا:

                                                                       ۷۵۰متر=۲۵۰درب×۳متر

                   ۲۵۱۰متر= (دیوارهای بین هردو درب و زاویه ها)۲۵۱×۱۰ متر

                                                   ۳۲۶۰متراژ هرضلع=۲۵۱۰متر+۷۵۰متر 

    مساحت مسجد    .......               مترمربع ۶۰۰/۶۲۷/۱۰=۳۲۶۰×۳۲۶۰ 

...و در نتیجه مساحت مسجد ۶۰۰/۶۲۷/۱۰ متر مربع خواهد شد٬که اگر در هر ۷٪متر مربع یک نفر نماز بگذارد ٬این مسجد بیش از پانزده میلیون نمازگزار در خود جای می دهد.

           

     منبع: کتاب  "الغیبة  "شیخ طوسی٬ص۲۸۱ 

       تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

    

 

"در همسایگی با بانوی روشنایی"

                                                                                                                

بانو! 

شهر ما به درازای تاریخ است که انتظار تو را می کشد!

بانوی آب و آیینه!

ما از تو عطر محمدی رسول خدا(ص) را می جوییم و در پی مهر علوی(ع)هستیم و با دیدن سبزی نگاهت ٬یاد خانه نیم سوخته فاطمه (س) می کنیم و از صبر و بردباری مجتبی(ع) می پرسیم.

....اما تو بیش از همه ٬عطر خاطرات امام هشتم(ع)را در ایوان دل ما می پراکنی٫آن چنان که گویی امام رضا (ع)بر دشت خاطرمان خیمه زده است و بر منبر نگاهمان حدیث نور می گوید.

ما دور افتادگان از خانه کرامت آل عبا ٬در تار و پود چادرت آرزوهای دیرینه مان را جستجو می کنیم!

بانو!آمدی با کوله باری از گل و لبخند..با کریم ترین دستهای باغ!

بانو!..کاش غربت نشین نبودی!

بعضی وقتها غبطه می خورم به کبوترانی که حول محور گنبد زرد رنگ تو می چرخند....غبطه می خورم به ابرهای بالای حرم..

دلم تنگ می شود برای کاشی های فیروزه ای و یا کریم های آرام ایوان آیینه!...

.. آه بانوی من!آرامش آفتابی قم! آستان تو ٬تنها پناه خستگی های ماست.

                          *میلاد کریمه اهل بیت بر "دختران آفتاب "مبارک*

                                                              تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

  

...و عشق آغاز می شود از تو

تمام واژه ها را به صف می کنی،همه حرف های ناگفته را می نویسی."خدا"را می نویسی٬سپاس را می نویسی٬اندوه و شادی را می نویسی٬فریاد را بلند بلند می نویسی٬حتی سکوت را هم زیبا می نویسی.

با تو می توانم بنویسم که درهای زندگی هیچ گاه بسته نیست!می توانم بنویسم "عدالت"٬حقیقی ترین خورشیدی است که بر صفحه های تاریک تاریخ می تابد.

می توانم بنویسم "مادر"که مهربان ترین کلمه هاست٬...قسم به تو که بوی دوازده بند محتشم را می دهی٬بوی نی هایی که نینوا را گریه می کنند٬قسم به تو که سطر سطر نهج البلاغه را گریه کردی!

قسم به تو که صحیفه سجادیه را کلمه به کلمه دعا شدی!...و قسم به تو که با تو ٬کلمات رستگاری را خواهم نوشت!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

در محضر مولا

                                 

در محضر مولا(ع)

    ای مالک!

   " ...اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی٬فردا به آن چشم نگاهش مکن٬شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی..."

...وچه کردی  ای مرد که نگین انگشتر تو می شود آفتاب و ما چرخ می خوریم در سایه سار دستانت؟!چه دلی داری مرد!

                      تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

...هیچ کس گوش نمی دهد مرا،تو گوش فرا ده !ای قلم،ای همدم خستگی هایم!..

من می گریم ،تو بنویس!من می نالم،تو بنویس!من می گویم،تو بنویس!

...قلم بنویس

تو را سوگند بر عهدی که با دستان من بستی!

تو را سوگند بر میثاق و پیمانی که با آن آشنا هستی!